و آری در تاریخ که نه ولی در جایی بنویسید که فیلم بدون امتحان مثل پیتزای بدون پنیر است
بعد نماز میرم دریا
اگه ندزدیدنم نکشتنم یا سگا نخوردنم
یا کسیو ندزدیدم نکشتم نخوردم براتون عکس می گیرم
اسکلت من کجاست؟
The Devil's Advocate,وکیل مدافع شیطان
Lucky,لاکی
یه مینی سریال خیلی خیلی معمولی
داستانش صحنه هاش شخصیت پردازیش
همه چیش بارها و بارها دیده شده
یه دختر خوشگل که در بدبخت ترین حالتشم از مد پیروی می کنه و حتی وقتی دستش کبوده هم آرایش صورتش کاملا در بوده
از بچگی توسط کسی که بزرگش کرده یاد گرفته چطور آدم بده باشه
ولی مثل شونصد تا کارکتر قبلی دلش پاکه و فقط دنبال یه زندگی معمولی و سادست
صادقانه شخصیتا جذابن داستان جذابه جمع و جور بودنش جذابه بازیگرشم جذابه
ولی زیادی تکراری و قابل پیشبینیه
او می شنود قلبم هنوز می تپد
و او کسیست که کاری می کند تکه گوشت مرده زیر خاک تن بتپد
که استخوان بلرزد و دست برای نوازشش بلغزد
که اشک جاری و چشم نورانی و بوسه بر لب کاشته شود
که سر به کوه بگذارم و سنگینی خستگی هایم را بسان دو بال ببینمو بخواهم پرواز کنم
او کسیست که می خواهم در چشم هایش زندگی کنم
که آدم چیست جز کوری که تنها آنگاه می بیند که دیده شود
و تو چه دانی که اگر مرا نمی دید هیچ شوری درونم نمی لرزید
هیچوقت دوباره اون آدمایی که حذف کرده بودیدو وارد زندگیتون نکنید که بیش از سگ پشیمون می شید
مرا به گریه نینداز
نگاهت را نگیر از من آنگاه که روی زمین افتادم
کشیده شدن نگاهم سمت نگاهی که نمی بینمش سد اشکان مرا می شکند
درد را یادم نینداز
آنگاه که بی صدا در خود می پیچم
گفتن اینکه تو باز هم که درد داری
زخم دیروز را به خود نمایی وا می دارد
دندان به جان نفس هایم نینداز
بودنت هر لحظه خشمی می شود در تن من که برای بیرون نیافتدانش دندان هایم را روی هم می فشارم
و آنگاه نه می شود نفس را بیرون انداخت و نه می شود تو را با خشم دور انداخت
آه که کاش میشد نبودنت را در من جا انداخت
و من حتی اگر از این زندان هم بگریزم
آزاد بودن را بلد نیستم
بیهودست خریدن خطر به جان برای محبوس شدن در زندانی دیگر
و اما ناگهان به یادم آمدیو باز شکستم
و این استعاره نیست
صدایش هنوز در گوشم است
طنین خرد شدن مهره های کمر و برخورد زانویم بر زمین
نوای نوازش آینه با مشتم و ریزش خون به روی انگشتم
فریاد ممتدم که بارها با سرفه خم شد
می دانی که اشتباهم بودیو بدان قوی ترم نکردی
من از تنهایی می ترسم و گمان کنم تنها ترم کردی
و آه باز از تو گفتم و در یادت غرقم کردی