eitaa logo
اسکلت من کجاست؟
50 دنبال‌کننده
180 عکس
20 ویدیو
6 فایل
درد می کشم پس هستم کپی=فحش بد خیلی بد یکی از فصل دو @poch135 ها؟چی؟صدات نمیاد https://abzarek.ir/service-p/msg/4130254
مشاهده در ایتا
دانلود
ما آدما دروغ گو های فوق العاده ای هستیم و بیشتر از هر کسی خودمون دروغای خودمونو باور می کنیم حسای از دست رفته شاهدن
یجوری بابام به بی شعوریه من ایمان داره که هنوز بعد مهمونیا ازم می پرسه سلام کردی؟
الهی کاش واژه فقط در من به پررنگیه زندگی فقط برای الله عشق فقط برای امیرالمومنین گریه فقط برای سید الشهدا الگو فقط سید نسا العالمین هدف فقط لبخند صاحب الزمان من فقط برای انسان بودن شود...
قبل از عصبانی شدن قبل از ناراحت شدن قبل از شکستن غرورت قبل از له کردن شخصیتت از خودت بپرس واقعا انقدر مهمه که حتی بخوام بهش واکنشی نشون بدم؟
و تو لبخند می زنی به چهره کسی که ارزش نگاه کردن ندارد و تو رو بر میگردانی از سوی کسی که دوستت دارد و تو ای انسان حماقت هایت بی پایان است
یه دختره می خواد مخمو بزنه و نمیدونم چجوری بحثو به پسر نبودنم بکشونم
من نمی خوام با یکی بهتر آشنا شم تایپم همین عوضی بیشعور تاکسیک سمیه
اینکه منتظر پاییزم به این دلیله که نه ماه گذشته و تقریبا یادم رفته تو پاییزای قبل چقدر داغون و افسرده بودم
درد و غم زود تموم میشه و اون چیزی که هر روز شروعش می کنید صرفاً عزاداری تکراریه
و کاش کسی بود که با من در اعماق سیاه ترین افکارم قدم می زد و سپس خانه اش را در آبی ترین بخش ذهن من می ساخت و ماندگار می شد در تمام رنگ های من
از حال دلت چخبر =|
من از کسی... من با کسی... من به کسی‌..‌. بهش که فکر می کنم می بینم من خیلی وقت است که کسی را در زندگیم فکرم ذهنم دنیایم راه نداده ام من خیلی وقت است که آنقدر به معنی ها فکر کرده ام که چیزی جز چند لغت بی معنی در گوشه خاک خورده ذهنم باقی نمانده من خیلی وقت است که فقط از خودم بدم می آید با خودم حرف می زنم به خودم زخم می زنم و همه اینها نتیجه طرد شدنم هستند انگار خودم خودم را از دنیای بیرون طرد کردم و انگار چیزی غیر از من، مرا از دنیای من طرد کرد و انگار تنها ده ثانیه طول کشید که در کوچه ای بن‌بست درون خیابان گوشه گیری گم شوم و انگار و شاید و احتمالا فقط باید بی اهمیت به اگر ها و باید ها و علت ها با صدایی فرا تر از فریاد قهقهه می زدم و شاید باید بی معنی در دنیای آدم های بی معنی زندگی خود خوشحال می بودم و شاید پیدا کردن خود از کوچه بن‌بست تنها معنای زندگی بود و چه کسی جز خود من میداند که آیا هنوز ده ثانیه از من درون من برای پیدا شدن من باقی مانده است؟