چرا یکی نمی زنه تو دهنم و بهم بگه این زندگی نیست که می خواستی احمق
پاشو یه خاکی تو سرت بریز؟
اسکلت من کجاست؟
هر چی میگذره گریه هامون بیشتر میشه و میفهمیم تو گذشته چقدر خنده دار بودیم
چه خنده هایی که توی قبر منتظرموننن
نیاز نیست بهانه بسازی
می دانم
خیلی وقت است کفش هایت را واکس زده و چمدان را پشت در گذشته ای
گاهی فراموش می کنیم که فقط همین یک زندگی را داریم
و گاهی فراموش می کنیم بی ارزش می شود تک زندگیمان با زندگی کردن برای دیگران
دیدی همه درحالی فکر می کنن فقط خودشون درست میگن بقیه باید بی چون و چرا نظراتشون رو بپذیرن که زندگی خودشون رو هواست؟