eitaa logo
اسکلت من کجاست؟
50 دنبال‌کننده
180 عکس
20 ویدیو
6 فایل
درد می کشم پس هستم کپی=فحش بد خیلی بد یکی از فصل دو @poch135 ها؟چی؟صدات نمیاد https://abzarek.ir/service-p/msg/4130254
مشاهده در ایتا
دانلود
غم و شادی آدمی وهمی طولانیست که زود می گذرد
فقط اونجایی که انقدر هیچی از کتاب حالیت نیست که نمی تونی تشخیص بدی سطح سوالا در حدیه که طراح شایسته فحش باشه یا نه
و شاید هیچگاه کسی نفهمد که حنجره برای فریاد زدن نیازمند چیزی بیش از نوایی خش دار است
شهر مرده اینها جسدهایند که در خیابان نفس می کشند
می دانستم می دانستم که اگر بنا را بر باریدن بگذارم ابر در انتظار باریدن برف بر کویر در همنشینی چشم می بارد سپس هفتاد سال می گذرد و چشم می ماند و برف ابرویی که بر کویر پلک سایه انداخته و آنجاست که اگر سوی چشم برود ابر می میرد
حتی یادم نمیاد آخرین باری که تونستم کی بود خیلی آدم نتونی شدم
سوژه: یک اوی ترک خورده بازیگر: دلباخته نقش: چسب‌ زخم سناریو: مرمت کردن ترک ها پایان: بی زخم کسی دگر چسب می خواهد مگر؟ کات
امروز کمتر از دیروز خودم بودم این را وقتی فهمیدم که خودم را با ناخن های فرو رفته در کف دستی که آغشته به زخم بود ،چشمی که نمی توانست از مقابل گلدان تکان بخورد و قلبی که خودش را به دیوار می کوبید و ذهنی که به چیزی غیر از کوبیدن شدن گلدان در صورت صدای بغل گوشم نمی اندیشید یافتم نمی دانم حال چه کسی هستم من یا اویی که کمتر از من، من است ولی حتی اکنون هم فکر به سکوتی که با صدای ریختن قطره های خون روی سرامیک شکسته شود باعث می شود که از شوق انگشتان پایم را در هم بپیچم
صدای دور و آرومو بهترین شکل ممکن می شنوم ولی صدای بغل گوشمو نه فکر کنم گوشم دوربینه
یادته می گفتی چرا باید یه ایرانی بره برای عربا بجنگه و اونا می گفتن وقتی دشمنو بیرون مرز از بین نبری؛ باید داخل مرز باهاش روبرو شی؟ می خندیدی به جوابشون نه؟
یه غریبه مریض داره مغزمو رگ به رگ می کنه می خوام بکشمش یه شب بالاخره می کشمشو خون جلوی چشمامو می گیره ولی اگر بمیره با جسدش چیکار کنم؟ اگه همینطوری ولش کنم بوش همه جا رو برمی داره و خودشو به معدم ربط میده اونوقته که هر وقت چشمم به بوش بخوره باید هر چی که دیدمو بالا بیارم نه یه چاله می کنم و خاکش کنم بعدشم تا عمر دارم با یه حفره تو قلبم اینور و اونور می رم ولی اگه معلوم باشه چی اگه همه بفهمن یه چیزی تو وجودم خالیه چی بالاخره لو میره یه جا یه روز نشون میدم چقدر پوچم نه نباید بمیره باید روانمو بهش بدم تا سالم بمونه نباید کسی ببینتش باید ساکت باشم تا جای من حرف بزنه اونوقت کسی نمی‌فهمه دو نفر اینجا هستن باید رگ به رگ شم تا رگی ازم قطع نشه باید بمیرم تا زنده بمونه