eitaa logo
اسکلت من کجاست؟
50 دنبال‌کننده
180 عکس
20 ویدیو
6 فایل
درد می کشم پس هستم کپی=فحش بد خیلی بد یکی از فصل دو @poch135 ها؟چی؟صدات نمیاد https://abzarek.ir/service-p/msg/4130254
مشاهده در ایتا
دانلود
از آن لحظه که دید هستی اینجا هستی شاد نباشد هستی شانه هستی راه هستی چهار پایه هستی آنجا هم که هستی گمان کرد مانع هستی برود هم باز هستی تا آخر دنیا تو همین جا نشینی بس که پستی رفت
اگه ایندفعه به مو برسه پارت می کنم
خدایا می دونم بیشعور هستم ولی می بینی که هستم؟
بیگانه از خویشم می خراشم تن این بیگانه را دلبستم به نوای دردش به سیاهی غمش به درخشش خرده شیشه های روحش چنگ می زنم قلب این بیگانه را خونه می چکد از دستم قلبش روحش تا برسم به دردش تا صد سال پیش پوست از استخوان جدا می کردم تا برسم به جواب سوال او کیست؟ او‌ را چه به اینجا؟ چه به من؟ ولی حال تیغ در گوشت فرو می کنه تا برسم به استخوان که فقط بخندم به او اویی که کسی نیست جز هیچ در میان بازوان من ...
غم تایم دار اینطوریه که بصورت منظم تو یه وقت خاص از روز ناراحتم همه ی کارامو می کنم میام یه گوشه دراز می کشم زار می زنم
گاهی میان خواب و بیداری ابری از گذشته بر سرت سایه می اندازد و اشکش را بر گونه ات می بارد تا از یاد نبری که نمی توانی گذشته را از یاد ببری
خونه رو دوست دارم چون می تونم با صدای بلند بزنم زیر آواز و اگر کسی اعتراض و انتقادی به صدام کنه بلند تر و طولانی تر بخونم
غمت را بیش از تو دوست دارم او می ماند...
هر روز آنقدر غمگین می مانم تا روز تمام شود و در شب غمگین بمانم
من پیش تو به امانت هر وقت گذرت به این کوچه خورد مرا با خودت به من برگردان
ای ابر برای من دگر از موی سپید و چروک دست و کمر خم و قد کوتاهش خط نیاور از چیزهایی که اینجا نیست بگو از خنده اش بگو چال چال گونه اش هنوز آنقدر عمیق است که اگر حتی شصت سال عمر کنی چند ماه غرق شوی و سی سال سقوط کنی باز راه خروج از گوشه لبش را نیابی؟
زنده ها از بیگانگان بیزارند از آنان که در غم،نمی گیرند و در شادی، نمی خندند از بیگانه زنانی که از همه چیز نمی ترسند و بی نهایت عشق نمی ورزند از بیگانه مردانی که بعد هر طوفان نمی خندند و از هر چه،برای دیگران نمی گذرند زنده ها همه را یک رنگ می خواهند و بد رنگان را مرده کاش بیگانگان انقلاب کنند و زندگی را از زنده ها آزاد کنند