یکیو دوست داشتم،
اونقدر بهش فکر کردم که تصویری که
ازش داشتم از خود واقعیش سبقت گرفت! بعد ها دیگه خودشو دوست نداشتم ،تصور ذهنی خودمو
دوست داشتم.
≼ در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم،
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم.
یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا،
افتادم و باید بپذیرم که بمیرم.
یاچشم بپوش از من و از خویش برانم،
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم.
این کوزه ترک خورد چه جای نگرانی است؟
من ساخته از خاک کویرم که بمیرم.
خاموش مکن آتش افروخته ام را،
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم . . 🥲 :)!