برای من حسابت باید از مردم جدا باشد
که خوشبختی کنارت قصه ای بی انتها باشد
خیالت هم نشین هر شبم هست و نمی خواهم
که شمعی اشک ریزان شاهدِ این ماجرا باشد
سکوتت حرفهای دلنشینی در خودش دارد
نباید دل اسیر جمله هایی نخ نما باشد
پناه آوردم از دنیا به شهر امنِ تنهایی
جنون خسته ام تصمیم دارد بی صدا باشد
تو در رویا نمی گنجی و با دنیا نمی خوانی
کنارت آزمون عشق ، باید در خفا باشد
مرا پرواز دادی، آسمان را با تو حس کردم
چه خوبست آدمیزاد از تعلق ها رها باشد
چقد خیلی وقت بود شعر نداده بودم😄
@Melhoof
مِلهوف
من دوستت نداشتم؟ من ایرپاد میزاشتم تو گوشمو با موزیکام یه سناریو کنارِ تو میساختم . @Melhoof
من دوستت نداشتم؟
من وقتی سرتو میزاشتی رو شونم، نفسامو کوتاه تر میکشیدم که اذیت نشی.
@Melhoof