روایِ مقتل مینویسد : خنجر سنگین بود ؛ راهِ نفس را بندآورده بود ... حسین جان ، خواهرت بر سر میزد و میدید که محاسنت بر پنجهی قاتل گره خورده و سرت بالا و پایین میرود .
وای از دلِ زینب . 💔
مِلهوف
آرامش حاصل انتخاب آدم های درسته ! @Melhoof
663K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من عصبی نبودم
عصبی شدم..
@Melhoof
مِلهوف
بودنت زخمه، نبودنت نمک رو زخم @Melhoof
آن که ناوَک بر دلِ من زیر چشمی میزند
قوتِ جانِ حافظش* در خندهٔ زیرِ لب است
حافظ میگه که
با نگاه میکُشدم و با لبخند زندهم میکنه .
*در کلمه "حافظ" ایهامکی و طنز ظریفی هست به معنی "مراقب و رقیب". یعنی در حالی که با نگاه مرا زخمی میسازد، برای آنکه نمکی هم بر زخم پاشیده باشد به رقیب هم لبخند میزند😅
-صدایسخنعشق-
@Melhoof