مِلهوف
بودنت زخمه، نبودنت نمک رو زخم @Melhoof
آن که ناوَک بر دلِ من زیر چشمی میزند
قوتِ جانِ حافظش* در خندهٔ زیرِ لب است
حافظ میگه که
با نگاه میکُشدم و با لبخند زندهم میکنه .
*در کلمه "حافظ" ایهامکی و طنز ظریفی هست به معنی "مراقب و رقیب". یعنی در حالی که با نگاه مرا زخمی میسازد، برای آنکه نمکی هم بر زخم پاشیده باشد به رقیب هم لبخند میزند😅
-صدایسخنعشق-
@Melhoof
درگیر تو بودم که جوانی به فنا رفت
شد رشته ی دل پنبه و در باد، هوا رفت
شرمنده ی دل هیچ که شرمنده ی رب ایم
در فکر تو بودم که نمازم به قضا رفت
این عمر که نصفش لب ایوان به سر آمد
نصف دگرش با غم هجران و جفا رفت
تعریف منِ بعد تو در شرح نگنجد...
صد گونه خیال آمد و صد رنج و بلا رفت
این آه که من دارم اگر سمت تو آید
بینی که عمل یک شبه بر پای سزا رفت
@Melhoof
مِلهوف
این روزا حس میکنم که ریه هام، شیشه ی خالیِ عطرای توئه ... |چاوشی @Melhoof
بهشتِ من تصورِ به سمتِ تو دویدنه!
|چاوشی
@Melhoof
روزی تو بودی، عشق بود و حال خوش هم بود
دنیا گرفت از من تمام آنچه دستم بود
وقتی کتابم را بخوانی خوب میفهمی
تنها دلیل بغض اشعاری که مبهم بود
در چهرهی غمگین من تصویر یک لبخند
چیزی شبیه جشن شادی در محرم بود
با هر که دست دوستی دادم رهایش کرد
تنها کسی که تا ابد همراه شد غم بود
از جان آدم چیز با ارزشتری هم هست؟
من جان فدایت کرده بودم باز هم کم بود❤️🩹
@Melhoof