من میلم از شیرکاکائو به موکا تغییر کرد که زنده بمونم ولی تو حس کردی داری دروغ میشنوی تمام زمانمو به بازی کردن با بنی و تست زدن و مشغول جلوه دادن خودم گذروندم تا شاید حواسم پرت بشه ولی خب تو داشتی از تصورات توی ذهنت لذت میبردی چون عاشق دروغ و بازی هستی ، حتی وقتی که رفتم مسافرت توی چشم همه غریبه ها یا روی شبنم خارق العاده ترین گل ها عکس تو رو دیدم ولی خب تو ترجیح دادی که بازی رو ادامه بدی ، راستی بهت گفتم وقتی که خوابتو دیدم ترجیح میدادم توی همون قصه چند ساعته بمیرم تا این که بخوام بیدار بشم ؟ اما خب حیف که تو عاشق کثیف بازی کردنی و هیچی از احساسات واقعی نمیفهمی شایدم نمیخوای که بفهمی
࣪˖ Mᧉlࣤioɾα
من میلم از شیرکاکائو به موکا تغییر کرد که زنده بمونم ولی تو حس کردی داری دروغ میشنوی تمام زمانمو به
معلومه که امکان نداره اینارو ببینی یا از زبون خودم بشنوی