قلب ِمن ، چون ماهی زلال پرست ، در دریایی از اشک غرق شده است ، که دیگر نه راهب به ساحل دارد و جانی برای پرواز : )
اگر روزهای خوب آمدند و من نبودم،
به یاد بیاور که صبور و غمگین، برای روزهای خوب منتظر بودم؛ و به یادم آوازی زمزمه کن و بلند بخند .
گفت نمیدانم چطور... اما تو تغییر کردهای :« انگار غمی را تجربه کردهای که تورا بزرگتر کرده : ) »