_ مادرش میگفت :
محمدرضا به دوچیز
خیلیحساس بود
موهاش و موتورش ...
قبل ازرفتن به سوریه
هم موهاشو تراشید
هم موتورشو به دوستش بخشید،
بدون هیچ وابستگی رفت : ) !
_ شهید محمد رضا دهقان امیری.
_ جنگ تموم شد یا تو عقب نشینی کردی؟
+ من فقط تویِ جنگ بودم ،
وقتی عقب نشینی کردم
جنگ تموم شد؛
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید حسین علم الهدی و یارانش ...
_ [ بهتون توصیه میکنم
حتما کتاب سفرِسرخ
رو بخونید،متوجه میشید
که هممیتونی علمالهدی باشی!
هم عاشق نهج البلاغه ؛
و با رفقات تو خطِ انقلاب باشی
و جهاد تببین گر باشی
در آخر هم با اقتدار همراه یارانت
تویِ هویزه به شهادت برسی ].
میدونی من اونجایی
فهمیدم خیلی خوشبختم
که دیدم همین آدمایی
که باهات میخندن
و تو روشون حساب باز میکنی
یه روزی ، یه جایی
به بدترین شکل ممکن
تنهات میزارن و جالبیش
اینه که تو میمونی و خدایِ خودت
و حالا این تویی که اگه از قبل
واسه خودت رفیقِ آسمونی
نداشته باشی بیچاره ای ؛
خواستم بگم :
آره، شکرت واسه این نعمت!