از این به بعد اگه آدرسِ
حقیرترین، ضعیفترین
و گناهکارترین بندهی خدا
رو خواستن، نشونیِ منو بدین.
_ #مُهج
اینجا شاید برای تو یک مشت خاک
و ذرهای بیابان و باد و سراب باشد؛
و من هم نصفه شبی دیوانه نشدهام
که بخواهم قصه برایت بگویم، میخواهم
برایت از تلاقی قلب و پا بگویم، میخندی؟
به خودت بخند که مثل من در بند زندانی؛
امشب را همین طور مُبهم بگذرانیم تا من
تاری چشمان و سرگیجه را چال کنم و بعد
به دور از کلیشههای دنیا، حقیقت را بگویم.
اما امشب باید این را به خودم ثابت میکردم
که شاید من زیادی اهمیت دادهام به آنچه
نباید . .
بیخیال؛ من از خاکِ پای تو سر ندارم ...
مگر لحظهای که دگر سر ندارم (:
[ مِنهاج 🇵🇸 ] .
_
این روزا داره چیزای جدیدی از بعضی
شهدا برام رو میشه، که بیشتر از قبل
به وجودشون تو زندگیم افتخار میکنم (:
_ ایشون؟
شهید ستوان یکم رحیم مجیدیمهر در حین مأموریت پایش و کنترل نوار مرزی در مواجهه با کولاک شدید و شرایط جوی سخت منطقه به شهادت رسیدند :)