یکی از خنده دارترین آدما، اوناییاند
که هر روز دم از ولایت و امامت و
رشادت امیرالمومنین (ع) میزنن؛
حالا که وقته جنگه، خفه خون گرفتن
و هنوز دارن برا خودشون حدیث و
منقبت و فضیلت و .. میخونن !
پدر تو بود فاضل
از فضل پدر تو را چه حاصل ؟
مگه امیرالمومنین (ع) شناسی محض
گذر وقت و تفریح و سرگرمیه ؟!
مگه قرار نبود اهلبیت بشوند الگو ؟!
مگر قرار نبود علم بیشتر ما به زندگانی
اهلبیت(ع)، شباهت بیشتر ما به اهلبیت(ع)
رو رقم بزنه؟!
یک ماه می گذرد که دیگر
جسمِ پدر در میان ما نیست؛
امّا روحش هر ثانیه و هر لحظه
حضور دارد، حضوری موثر و با اقتدار !
[ مِنهاج ] .
با خبر شدم که یکی از خادمایِ مجموعهی وصال( مجموعهی شهید محمد رضا دهقان امیری ) شهید شدن . . خادم
تازه عروس بود و داشت خادم
بیت رهبری میشد ...
همان روز نهم اسفند برای
مصاحبه به آنجا رفته بود !
اما چون مدارکش ناقص بود،
او را فرستاده بودند تا در خیابان ِ
جمهوری از مدارکش پرینت بگیرد
که بیت را زدند (:
غبطه میخورد و آرام و قرار نداشت ؛
آن شب دست پدرش را بوسید و گفت
از من راضی باش!
حتما شما از من راضی نبودی، من شهید
نشدم :)
بعد رفت سراغ سجادهاش و تا صبح گریه
کرد . .
[ مِنهاج ] .
تازه عروس بود و داشت خادم بیت رهبری میشد ... همان روز نهم اسفند برای مصاحبه به آنجا رفته بود ! اما
همسر تازهدامادش در مدت این ۲۴ ساعت
که پیکرشان پیدا میشود، مدام میگوید :
« من مطمئنم که عطیه شهید شده است.
خودم در لحظهای که خطبهی محرمیت
خوانده میشد، برای او آرزوی شهادت کردم!
عطیه خودش شرط گذاشته بود . .
که در حق هم چنین دعایی بکنیم (:
داشتم فکر میکردم باید دست
تک تک اون ۹۹ خوردهای درصد
از مردم که به جمهوری اسلامی
ایران، آری گفتند رو ببوسم :)
اونا یه نعمتی رو تو زندگیمون
اوردند که بهترین نعمتیه که
میتونه وجود داشته باشه ؛
رفقام میدونند اهل نوشتنم . .
اما این چند وقته سکوت تنها
چیزی بوده که ابراز کردم و
هر چیزی بوده تو ذهنم جملهبندی
شده؛ حقیقتاً همش رو میزارم پایِ
سرعت اتفاقات و بیارادگی .
باید تغییر کرد، فتح قلّه نزدیکه؛
یک فروند بالگرد UH 60 Block Hawk
آمریکایی در حین پرواز واسه نجات خلبانِ
جنگندهی F35 که متواری شده بود، در
نزدیکی مرز ایران سقوط کرد.
_ ماشاالله بچههای سپاااااه 💚!