من و تو .
این وسطا باید غصه اینم میخوردم شکمم دیگه جا نداشت فکرم رفت سمت کارای که نباید ولی بعد دیدم چطور باید
اون روزا و اون حال من از یادشون رفت.
و اما من خودم هیچ وقت فراموش نمیکنم
اون گریه کردنم و اشک ریختنم باعث شد بقیه هم گریشون بگیره اما کاش میشد لااقل حالا که بار اول بود همچین چیزی پیش اومده
میتونستم حرفامو کامل بزنم
ولی من فقط گریه میکردم
اما اون لحظه چیزی که توی ذهنم بود این بود مگه یه آدم تا چقد میتونه تحمل کنه؟
اونم وقتی پای یه آدم دیگه و سلامتیش در میونه
بهترین کار در لحظه همین بود
هرچند که میدونستم بعدا قرار چقد ترحم ببینم و از این کار متنفرم
اما بازم اون آدمی که داشت اذیت میشد برام مهم بود