eitaa logo
مِرصــ𝙼𝙴𝚁𝚂𝙰𝙳ــاد
485 دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
1.3هزار ویدیو
5 فایل
بسم‌ ِرب..☁️! . مِرصـاد؟کمین‌گـاه واینجـامقر‌ ِدهه‌هشتادیای‌این‌مرزوبوم. متمرکزنیستیم‌وهرفعالتی‌که‌بخوای‌داریم‌ دورهمـیم‌و‌میگذریم‌ازهردست‌اندازی‌کـه‌‌سرراهمونه.. پس‌نگران‌نباش! کپی؟حلالت!فقط‌یکم‌منصف‌باش.. . متولـد ِ‌¹²بهمن ِ‌¹⁴⁰⁰درساعت¹³:²⁵دقیقه‌ظهر
مشاهده در ایتا
دانلود
سلاااااااااام😍😍
۲۵۰ تایی شدنمون مبارک😍❤️
به همین مناسبت پارت داریم😁❤️
🌺بِسم الله الرحمن الرحیم🌺 پارت شصت و هفت: فلش بک به دو سال پیش________ علی:رسول تو نرو دیگه رسول:ینی چی علی علی:خب بزار من برم تو نرو لطفا رسول:حالت خوبه آره؟ 😂 تو پشت سیستم میشینی من میرم همین که بهت گفتم باشه! علی:همیشه باید تسلیم حرفت بشم آره 😐 رسول: ارهههههه😂 علی:بقلش کردم و گفتم مراقب خودت باشیا رسول:چشم داداش کوچیکه❤️ علی:استرس داشتم نباید رسول میرفت اه😖 داشتم همه جارو بررسی میکردم همه چی خوب و طبق نقشه داشت پیش میرفت که صدای تیر اندازی بلند شد😰 داشتم میگشتم ببینم کیه یا حسیین😭 از ماشین دویدم بیرون رسووووووول چیکار کردی با خودددت همون طوری که دستش رو گذاشته بود رو دستش گفت رسول:چته علی آروم باش آبرومونو بردی الان شک میکنن چیزی نشده که علی:داره ازت خون میره میگی چیزی نشده 😭 رسول:پاشو پاشو خودتو جمع کن من هیچیم نیس علی:اومد بلند بشه آخ گفت واستا ببینم کجا صبر کن آمبولانس خبر کنم رسول:نمیخواد با یه پانسمان حله داداش😂❤️ علی:رسول خیلی حرف بزنی میبندمت میبرمت تکون نخور از بازوت داره همینطوری خون میره دیوونه میمیری🤭 رسول:خب حالا یه تیر کوچولو ساییده میمیری میمیری راه انداخته😐 آقا محمد:رسول اینجای....دستتو ببینم رسول:یا خدا گاووم زاییید😭 محمد:چیزی گفتی ؟ رسول:نه آقا محمد:پاشو پاشو تیر خوردی بریم بیمارستان رو حرف منم حرف نمیزنی رسول:اما آقا محمد:اما و اگر نداره ديگه پاشو😐 علی : رسولو بردن اتاق عمل دیوونه درد داشت میگفت خوبم پشت در اتاق عمل رژه میرفتم کارام دست خودم نبود😔🚶‍♂ از استرس مردم و زنده شدم تا آوردنش بیرون پایان پارت ۶۷ ادامه دارد..... پ.ن.پ از درد تنهایی تو میسوزم:) کاش منم با خودت میبردی💔
مِرصــ𝙼𝙴𝚁𝚂𝙰𝙳ــاد
🌺بِسم الله الرحمن الرحیم🌺 #رمان_عشق_بی_پایان #به_قلم_ادمین_آرام پارت شصت و هفت: فلش بک به دو سال پ
بچه ها دیگه لینک نظرات نمیذارم هر کس خوشش اومد و خوند که ممنونم ازش هر کسی هم که نخوند اشکال نداره🙃❤️
سلام صبح مایل به ظهرتون بخیر🌹😁
1-چشم 🌹@amamzmanam 2-من هنوز رمانمو توی کانال نذاشتم کدوم رمان رو میگی؟🙃
همین دونفر بودن دیگه کسی چیزی نگفت😢 اما هیچ اشکالی نداره ما هیچ وقت ناامید نمیشیم و دوباره ناشناس با موضوعات مختلف میزاریم😎✌️🏻
سلاممم💐
ببخشید من امروز بیرون بودم الان تونستم رمان بنویسم ، آلان هم براتون میزارم
۱_ متشکرم 🌸 چشم، تا جایی که من میدونم یعنی تامین و تعقیب ولی اگر کسی واضح تر معنیش رو میدونه بگه، ولی ت.م.م در ریاضی هم وجود داره که یه معنی دیگه داره ولی اینجا مثلا میگن سعید ت.م.م رحمانیه یعنی تعقیب کننده یا تامین کننده☺️ ۲_حتما😈 ۳_اوهوم منم همین حسو میخوام😂😈 ۴_اوهوم زیباست😅😈