🌺بِسم الله الرحمن الرحیم🌺
#رمان_عشق_بی_پایان
#به_قلم_ادمین_آرام
پارت هفتاد و پنج:
علی:
بعد از خاطره ای که داوود از رسول واسم تعریف کرد دلم یه رفاقت مثل اونا خواست🥲
واقعا داوود چجوری میتونه با اینهمه خاطره بدون رسول تحمل کنه.....
ولی من که داداششم انقدر باهاش خاطره ساختم؟
توی ذهنم دنبال خاطره ای با داداشم میگردم!
اما چیزی یادم نیس
رسیدم به دفتر دکتر ....
تق تق تق....
+بفرمایید
-میتونم وارد بشم؟
+بله
-سلام آقای دکتر ببخشید این مریض ما کی مرخص میشه؟
+سلام بفرمایید آقا داوود رو میگی ؟
-بله
+حالش بهتره میتونه بره فقط خیلی مراقبش باشید اگه قلبش درد گرفت سریع به بیمارستان مراجعه کنید
-چشم با اجازه!....
+فقط یه لحظه
-اتفاقی افتاده؟
+نه فقط خودت خوبی؟
-بله چطور؟
+آخه این چند وقت تا دیدمت بیمارستان بودی همش هم از حال رفتی و زیر سرم بودی هیچ چی نخوردی درست حسابی نخوابیدی یکم به فکر خودتم باش پسر
-هعی
چی بگم آقای دکتر چشم:)❤️
رفتم تا برگه ترخیص داوود رو بگیرم
مرخصش کردم تو راه خونه داوود بودیم که لب زد
داوود:
علی میشه بری سر مزار رسول!؟
+برادر من باید استراحت کنی
-میدونی که نمیتونم تروخدا ببر دیگه اسنپ میگیرم میرما🥺
+باشه باشه رفتم
-خوشحال بودم خوشحال بودم از اینکه میخوام برم پیش داداشم!
البته دیگه از بقل خبری نیس
باید از روی سنگ مزارش لمسش کنم
من چجوری با این قضیه کنار اومدم؟
چرا خودم نفهمیدم تا اینجا چطور گذشت
چرا هر لحظه احساس میکنم از قبل بهش نزدیک ترم؟🥺
پایان پارت ۷۵
ادامه دارد.....
پ.ن.پ چیزی نمیگوید ولی در دلش غوغاییست:)
💖 به نام خدا 💖
#رمان_فدایان_حضرت_عشق
#پارت_سی_و_هفتم
#امین
سریع رفتم سمت کمد یه سرم درآوردم و به زور به دستش زدم بعد هم رفتم دستمال رو خیس کردم و گذاشتم روی پیشونیش داشتم از توی کشو قرص درمی اوردم که با صدای داوود برگشتم سمتش🤨
#داوود
ر..رسول خوبییی😨
سریع رفتم سمتش .😰
#رسول
بابا من خوبم امین نمیزاره برم به کارم برسم😫
#امین
هیس🤫😡
آقا تب کرده ، داره تو تب میسوزه الانم داره هذیون میگه😡
سرشم خوب درد میکنه ، تو با حرفای این تو چاه نرو😠
#رسول
امین😐
#داوود
راست میگه رسول 😠
اصلا مگه آقا محمد نگفت هر وقت خسته شدی اگر هم کارت سنگین بود برو استراحت کن🤨
الانم شانس آوردیم آقا محمد نیست رفته خونه وگرنه حسابتو میرسید.
#امین
داوود بیا کمک کن این آمپول رو بزنم توی دست راستش
#رسول
آمپول دیگه برا چی😣
#داوود
ساکت شو آستینتو بزن بالا😡
رفتم کنارش دست راستشو توی دستم گرفتم ، دکمه آستینش باز کردم و زدم بالا .
دستشو گرفتم امین آمپول رو زد توی رگش😂(کیا از آمپول میترسن؟🤔😂)
#رسول
آخر کار خودتو کردی اره 🤨
#امین
اره🤨😡
#رسول
یا ابوالفضل اینجا جای موندن نیست ، آمپول خوب زدید دیگه بزارید برم.
#داوود
نچ وایمیستی تا سرم تموم بشه بعد هر جا دلت خواست برو الانم استراحت کن😏
امین به نشانه تائید سرشو تکون داد بعد باهم رفتیم بیرون تا سرم تموم بشه.
#داوود
امین این تب خطرناک نیست.
#امین
نه از بس کله شقه هیچ استراحت نمیکنه.
راستی رسول قبلا سرش ضربه نخورده🤔
#داوود
چرا 🤨 نکنه برای اینکه اینهمه کله شقه و خله میگی😂
#امین
اون که اره😂 ولی یه احتمال وجود داره که خداکنه درست نباشه😣
#داوود
جدی نگاهش کردم.
چ..چیی🤔
#امین
تو اول بگو خورده یا نه .
#داوود
اره تو عملیات قبلی که رفتیم.
یکی از قاچاقچی ها محکم با تفنگ کوبید روی سر رسول جوری که ازش خون جاری شد ، اما دکترا پانسمان کردند و گفتند چیزی نیست🤨
#امین
پیش چه دکتری رفتید که چنین تشخیص غلطی داده ، الان هر بلایی سر این بچه بیاد از سهل انگاری اونه🤦♂
# داوود
درست بگو ببینم چی شده 😥
جون به لبم کردی
#امین
مطمئن نیستم باید بره سی تی اسکن بده تا مطمئن بشم .
اصلا از اون عملیات به بعد سردرد های ناگهانی نداشته؟
#داوود
سی تی اسکن😰
چ..چرا همش میرفت بهداری قرص مسکن میخورد بهشم میگفتی چته میگفت چیزی نیست سرم درد میکنه ما هم بهش گیر نمیدادیم میگفتیم حتما بخاطر خستگیه😰
الان چی شده؟
#امین
احتمال داره....
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
احتمال داره🤔...
تا پارت بعدی شما رو به خدای بزرگ میسپارم😂😂
خوش باشید😂😂
https://harfeto.timefriend.net/16577812223184
نظرات زیاد نباشه فردا پارتی در کار نیست😂😁
راستی یکی از بچه ها گفته بود پارت اول رو سنجاق کنم من یادم رفت .
الان میزارم☺️
سلامدۅسٺان🍃
بھڪاناݪمآخیلۍخیلۍخۅشآمدید❤️😍
هشٺگࢪمآنھـآمۅن✨❤️
#آرامش_همیشگی
#سه_حرف_تا_شهادت
#رمان_عشق_بی_پایان
#آخرین_پرواز
#رمان_فدایان_حضرت_عشق
#رمانیکقدمماندهتاخدا ((درحال پارتگذاری))
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رمان آرامش همیشگی پارت 1
https://eitaa.com/romangandoi/16
#شخصیت_رمان_آرامش_همیشگی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رمان سه حرف تا شهادت پارت 1
https://eitaa.com/romangandoi/1648
فصل دوم پارت 1
https://eitaa.com/romangandoi/2438
#شخصیت_رمان_سه_حرف_تا_شهادت
✨🍃تمام شده🍃✨
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رمان عشق بی پایان پارت 1
https://eitaa.com/romangandoi/1901
#شخصیت_رمان_عشق_بی_پایان
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رمان آخرین پرواز پارت 1
https://eitaa.com/romangandoi/3147
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رمان فدایان حضرت عشق پارت 1
https://eitaa.com/romangandoi/3928
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رمان یک قدم مانده تا خدا پارت 1
https://eitaa.com/romangandoi/11820
((درحال پارتگذاری))