هدایت شده از بنر حقوقی پاک نشه..! «تبادلات گاندویی»
به خاطر مقام داداشت باهات ازدواج کردم...!
.
.
رمانی از جنس: عشق، هیجان و غم...🥲♥
فکرشو بکن عطیه و رسول خواهر برادرن😐😂
محمد عاشق خواهر رسول شده و رسولم عاشق خواهر محمد شده😂❤️
ـــــــ
#مدافعان_امنیت⇩
#فصل_دوم
#پارت_12
رسول: سخت بود گفتن این حرفا... نفس عمیقی کشیدم اشکامو پاک کردمو شروع کردم::
من اصلا اون آدمی که فکر میکنی نیستم...
آوا: یعنی چی؟ 🙂🤨
رسول: چشمام پر از اشک بود...
ماجرای کاترین و یادته...
آوا: اهوم...
رسول: اون واقعی بود...
آوا: چییی!
رسول: سکوت کردم....
آوا: چی میگی رسول!
بازم ساکت بود با ضدای بلند تر گفتم: رسول.. حرف بزن
رسول: منو کاترین قرار گذاشته بودیم که کاترین بگه منو کشته و.... ما باهم ازدواج کنیم...
من از اولم...از اولم... ک.. کا.. کاترینو.. دوست داشتم...
اون روز سر مراسم عقد اگه کاترین نمیگفت نه... باهاش ازدواج میکردم...
آوا: نزاشتم اشکام سرازیر بشن پاکشون کردم....
رسول من میدونم تو الان تحت فشاری...
اعصابت خورده... حوصله نداری...
ولی... چرا این حرفای دروغو میزنی قربونت برم...
رسول: همشون عین حقیقتن...
باید باور کنی...
من به خاطر مقام محمد راضی شدم باهات ازدواج کنم براس اینکه بیشتر به دم و دستگاهش نزدیک بشم..
من کاترینو دوست دارم نه تورو...
آوا: اشکام سرازیر شد...
غرورم له شده بود..
دنیا دور سرم میچرخید..
پ.ن: از اولم یکی دیگه رو دوست داشته💔
ــــــ
رمان هایی تو این کانال قرار میگیرن که هیچ جا نمیتونی پیداشون کنی😍
@rooman_gando_1400🇮🇷
@rooman_gando_1400🇮🇷
بدووو عضو شووو الان پاک میکنمااااا😱
یہآقایۍهستخیلۍغریبہ
منوتواگردرستبشیم،مھدوے
زندگۍڪنیموراھورسمشھداروتو
زندگیامونبہڪاربگیریمخیلۍزودمیاد.
- بھشتۍومھدوےبشیم( :🌱
السلامعلیکیابقیهالله..❤️
#امام_زمان
••♡••
گر شود آغاز هفته،
... بیحضورِ عطر تو
شنبهٔ من میشود
تکرار روز جمعه ام ... (:💚
#امام_زمان
مِرصــ𝙼𝙴𝚁𝚂𝙰𝙳ــاد
'🌱—
تو مکن تهدیدم از کشتن ...
که من تشنه زارم به خون خویش تن..
گر چه ریزن خون آن دوست رو..
پایه کوبان جان بر افشانم بر او..
رقص جولان بر سر میدان کنند..
رقص اندر خون خود مردان کنند..