eitaa logo
MetaCog I متاکاگ
1.6هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
252 ویدیو
90 فایل
MetaCog I متاکاگ "فراتر از شناخت" "از الگوریتم تا انگاره و رفتار، از داده تا استیلا" 🔸️روایت سیاست‌ها، رویدادها و تحلیل‌های فناورانه مؤثر در حوزه شناخت و ادراک؛🔸️ #هوش_مصنوعی #فناوری #جنگ_شناختی تعامل با متاکاگ: @MetaCognition
مشاهده در ایتا
دانلود
MetaCog I متاکاگ
🚨 گزارش ویژه: وضعیت قرمز شناختی (دسامبر ۲۰۲۵) 🏷 عنوان پرونده: تسطیح بزرگ (The Great Leveling) موضوع: بررسی آنتروپی شناختی و فرسایش تکینگی انسان در عصر حلقه‌های بازخورد هوش مصنوعی 🔹ما در آستانه تغییری هستیم که نه «صنعتی» است و نه «اطلاعاتی»؛ ما در حال ورود به عصر «انقراض معنایی» هستیم. مقاله‌ای که قرار است طی سه بخش آینده تحلیل کنیم، یک سند راهبردی تکان‌دهنده با تاریخ دسامبر ۲۰۲۵ است که نشان می‌دهد چگونه هوش مصنوعی از یک «ابزار» به یک «معمار ناخودآگاه» تبدیل شده است. این گزارش که تحت عنوان «تسطیح بزرگ» منتشر شده، هشداری نهایی برای تمدن بشری است. داده‌های استخراج شده از UNESCO و ITU نشان می‌دهند که تعامل مداوم ما با مدل‌های زبانی (LLMs)، ذهن انسان را از یک «جنگل وحشی و خلاق» به یک «باغچه هرس‌شده و استاندارد» تبدیل کرده است. 🔻 چرا این گزارش حیاتی است؟ در این سری تحلیل تخصصی، ما با حقایقی روبرو می‌شویم که همین امروز در حال شکل‌گیری هستند: ۱. مرگ «گلیچ»های بیولوژیک: نبوغ انسانی همیشه حاصل انحراف از نرمال (Error) بوده است. اما سیستم‌های هوش مصنوعی برای «بهینه‌سازی» طراحی شده‌اند. وقتی ذهن انسان یاد می‌گیرد برای تعامل با ماشین، خود را «بهینه» کند، خلاقیت و نبوغ (که از نظر آماری احتمال وقوع پایینی دارند) به عنوان «نویز» حذف می‌شوند. ۲. سخت‌افزار به مثابه سرنوشت: خواهیم دید که چگونه شرکت‌هایی مثل TSMC و ASML با انحصار در تولید تراشه‌های ۲ نانومتری، عملاً تعیین می‌کنند که چه چیزی «قابل اندیشیدن» است. مرزهای تخیل ما دیگر فلسفی نیستند؛ آن‌ها توسط لیتوگرافی EUV محدود شده‌اند. ۳. وحشت همسانی (The Panic of Sameness): گزارش به رویدادی در اکتبر ۲۰۲۵ اشاره می‌کند: «سرایت مالی جهانی». لحظه‌ای که تمام الگوریتم‌های مالی و ذهن‌های انسانی، به دلیل استفاده از یک منطق واحد، همزمان تصمیم به فروش گرفتند و بازارهای جهانی را در چند میلی‌ثانیه به زانو درآوردند. 🔻 نقشه راه انتشار: در روزهای آینده، این گزارش را در سه بخش تخصصی کالبدشکافی خواهیم کرد: 1️⃣ بخش اول: آنتروپی شناختی؛ چگونه ذهن ما در حال همگرا شدن با الگوریتم‌هاست؟ 2️⃣ بخش دوم: زیرساخت‌های استبداد؛ نقش چیپ‌ست‌های NVIDIA و قانون CHIPS در کنترل فکر. 3️⃣ بخش سوم: ژئوپلیتیک ناخودآگاه؛ جنگ آمریکا، چین و اروپا بر سر «استعمار ذهن». 🔜 بخش اول به زودی... 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
🚨 گزارش ویژه: وضعیت قرمز شناختی (دسامبر ۲۰۲۵) 🏷 عنوان پرونده: تسطیح بزرگ (The Great Leveling) موضوع:
💠 آنتروپی شناختی و مرگ تکینگی انسان (The Great Leveling) 🏷موضوع: تحلیل گذار از شناخت بیولوژیک واگرا به خروجی الگوریتمی همگرا در عصر هوش مصنوعی فراگیر. 🔹ما در حال عبور از عصر "جنگ اطلاعات" به عصر "جنگ عصبی-شناختی" (Neuro-Cognitive Warfare) هستیم. بر اساس داده‌های دسامبر ۲۰۲۵، ما شاهد پدیده‌ای هستیم که در این مقاله با عنوان «تسطیح بزرگ» (The Great Leveling) از آن یاد شده است: فرسایش سیستماتیک ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد انسانی (Idiosyncrasy) و ظهور یک "ناخودآگاه جهانی استاندارد شده". 1️⃣ مکانیزم همگرایی استنتاجی (Phase-Shift Dynamics): تعامل بازگشتی میان انسان و مدل‌های زبانی بزرگ (LLMs)، دیگر تنها ابزاری برای بهره‌وری نیست؛ بلکه به یک «مکانیسم هرس بیولوژیک» تبدیل شده است. ▫️آنتروپی شناختی: داده‌های ITU نشان می‌دهد که "تراکم معنایی" (Semantic Density) در ارتباطات دیجیتال در حال کاهش است. واریانس خروجی‌های شناختی انسان تا سال ۲۰۲۶ حدود ۳۰٪ کاهش می‌یابد. ▫️حلقه تقلید بازگشتی: کاربران برای دریافت پاسخ بهینه از هوش مصنوعی، ناخودآگاه نحو (Syntax) و منطق خود را با ماشین تنظیم می‌کنند. این یعنی ذهن انسان در حال آموزش دیدن توسط ماشین است تا "پیش‌بینی‌پذیر" شود. 2️⃣ سکوت ذهنی استعمار شده: مفهوم "سکوت شناختی" (Cognitive Silence) که لازمه تفکر اتوپویِتیک یا خلق امر نو از هیچ است، توسط «موتور سنتز کامل واقعیت» تسخیر شده است. فضای خالی ذهن که قبلاً منشأ خلاقیت بود، اکنون با داده‌های بهینه‌سازی شده و "از پیش جویده شده" توسط الگوریتم پر می‌شود. نتیجه، مرگ "نبوغ بیولوژیک" است که همیشه حاصل یک "گلیچ" (Glitch) یا انحراف از نرمال بوده است، نه حاصل تطابق با میانگین آماری. 🔻نتیجه‌گیری : ما با یک پالینژنز (Palingenesis) یا تولد دوباره‌ی معکوس مواجهیم: ذهن انسان دیگر یک موجودیت حاکمیتی با تنوع بی‌پایان نیست، بلکه به یک "گره آینه‌ای" (Mirrored Node) در یک شبکه دیجیتال استریل و همگن تبدیل شده است. 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 آنتروپی شناختی و مرگ تکینگی انسان (The Great Leveling) #بخش_اول 🏷موضوع: تحلیل گذار از شناخت بیولوژ
💠 پارادوکس جنگل اهلی شده (زیرساخت‌های فنی و مالی) 🏷موضوع: بررسی چگونگی استفاده از سخت‌افزار و الگوریتم‌ها برای "هرس کردن" ذهنیت‌های خطرناک و ایجاد پیش‌بینی‌پذیری مالی. 🔹 در لایه زیرساختی جنگ شناختی، "آزادی اندیشه" جای خود را به "جبرگرایی متریال" (Material Determinism) داده است. مفهوم کلیدی در اینجا «پارادوکس جنگل اهلی شده» (The Domesticated Jungle Paradox) است: فضایی که ظاهراً پر از اطلاعات و تنوع است، اما در باطن، تمام شاخه‌های "وحشی" و غیرقابل پیش‌بینی آن توسط الگوریتم‌ها بریده شده‌اند. 1️⃣ سخت‌افزار اندیشه (The Hardware of Thought): پارامترهای آنچه "قابل اندیشیدن" است، توسط محدودیت‌های معماری سخت‌افزار دیکته می‌شود: ▫️لیتوگرافی High-NA EUV: انحصار شرکت ASML و تولیدات TSMC (با نودهای ۲ نانومتری) سقف پیچیدگی الگوریتمی را تعیین می‌کنند. تمرکز فیزیکی تخیل جهانی در تایوان و هلند، یک نقطه شکست تکین (Single Point of Failure) برای تنوع شناختی ایجاد کرده است. ▫️تمرکززدایی زدایی: شرکت‌هایی مانند NVIDIA (با درآمد دیتاسنتر ۴۷.۵ میلیارد دلار) تنها پردازنده نمی‌فروشند؛ آن‌ها "زیرلایه فیزیکی واقعیت" را معماری می‌کنند. 2️⃣ مالی‌سازی توجه: نهادهای مالی مانند گلدمن ساکس و فدرال رزرو، "پیش‌بینی‌پذیری احساسات اجتماعی" را بر نوسانات ناشی از نبوغ انسانی ترجیح می‌دهند. ریسک‌زدایی از ذهن: انحرافات انسانی (Human Deviation) عامل اصلی نوسانات بازار است. با استانداردسازی ذهنیت عمومی از طریق AI، رفتار توده‌ها در قالب "پارک متقارن و پیش‌بینی‌پذیر" مدیریت می‌شود. طبق آمار، تا پایان سال ۲۰۲۵، حدود ۸۵٪ از گفتمان دیجیتال از یک منطق استاندارد پیروی می‌کند که برای پردازش الگوریتمی بهینه شده است، نه برای کشف حقیقت انسانی. 3️⃣ گرادیان بهینه‌سازی: الگوریتم‌ها بر اساس "احتمالات بالا" کار می‌کنند. ذهن انسان برای بقا در این سیستم، یاد می‌گیرد که ایده‌های "کم‌احتمال" که دقیقاً همان‌جایی است که هنر انقلابی و جنگ نامتقارن شکل می‌گیرN را حذف کند. این فرآیند، ذهن را به یک باغچه تزیینی تبدیل می‌کند که در آن هیچ شاخه غیرمنتظره‌ای حق رشد ندارد. 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 رویای ناتمام سعودی؛ فقر «سرمایه شناختی» در برابر کوه سیلیکون 🔹پروژه جاه‌طلبانه هوش مصنوعی عربستان (Humain) که با هدف رقابت با گوگل و OpenAI تأسیس شده، با وجود سرمایه‌گذاری‌های سنگین صندوق ثروت ملی (PIF)، به سد محکم «بحران جذب نخبگان» برخورد کرده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که سرعت توسعه زیرساخت‌های فیزیکی در این پروژه، بسیار جلوتر از توانایی آن در جذب مغزافزار (Humanware) است. 🔹جزئیات شکاف میان سخت‌افزار و استعداد: ▫️زیرساخت بدون سکاندار: شرکت Humain به رهبری «طارق امین» در حال ساخت دیتاسنترهایی با ظرفیت حیرت‌انگیز ۱.۸ گیگاوات و انبار کردن تراشه‌های Nvidia است، اما صندلی‌های مهندسی و پژوهشی آن با سرعتی بسیار کندتر از نصب سرورها پر می‌شوند. ▫️تله‌ی سرعت (Velocity Trap): فشار سیاسی برای دستیابی به اهداف چشم‌انداز ۲۰۳۰، این شرکت را در موقعیتی قرار داده که «سرعت توسعه» به دشمن «کیفیت تیم‌سازی» تبدیل شده است. ▫️رقابت نابرابر: ریاض برای جذب تعداد محدودی از دانشمندان ارشد هوش مصنوعی در جهان، وارد نبردی فرسایشی با غول‌های دره سیلیکون شده که علاوه بر پول، اکوسیستم جذابی برای زندگی نخبگان دارند. 🔺پارادوکس «هوش مصنوعی حاکمیتی» آنچه این گزارش را از منظر شناختی حائز اهمیت می‌کند، تضاد میان ادعای «استقلال دیجیتال» و وابستگی به «مزدوران فنی» است: 1️⃣ توهم خریدِ ذهن: عربستان به دنبال ساخت مدل‌های زبانی بومی (Sovereign AI) است تا از هژمونی فرهنگی غرب خارج شود، اما وقتی بدنه اصلی توسعه‌دهندگان آن "وارداتی" باشند، عملاً امنیت شناختی و پایداری این اکوسیستم شکننده خواهد بود. 2️⃣ کمیابی استراتژیک: در عصر جدید، «تراکم سرمایه شناختی» (تعداد نخبگان در واحد پروژه) شاخصی مهم‌تر از تعداد فلاپس‌های پردازشی است. Humain درس مهمی به حکمرانان می‌دهد: تکنولوژی خریدنی است، اما اکوسیستم فکری باید «پرورش» یابد. بدون انسان، هوش مصنوعی تنها تلی از سیلیکون خاموش است. 🏷 پیوست خبری-تحلیلی 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 بزرگترین دیتاسنتر دولتی جهان در ریاض کلنگ خورد ​🔹عربستان سعودی با کلنگ‌زنی مرکز داده «هگزاگون» (Hexagon) (عربی: هیکساجون) متعلق به سازمان داده و هوش مصنوعی سعودی (SDAIA)، گام بلند دیگری برای تبدیل شدن به ابرقدرت زیرساختی در منطقه برداشت. این مرکز که در ریاض بنا می‌شود، قرار است بزرگترین دیتاسنتر دولتی جهان از نظر ظرفیت باشد. ​🔹مشخصات فنی و استراتژیک پروژه Hexagon: ▫️مقیاس عظیم: مساحتی بالغ بر ۳۰ میلیون فوت مربع با ظرفیت نهایی ۴۸۰ مگاوات که در میان مراکز داده دولتی جهان بی‌رقیب است. ▫️استاندارد طلایی امنیت: دریافت گواهینامه Tier IV (بالاترین سطح پایداری و امنیت دیتاسنتر در جهان) که پایداری ۹۹.۹۹٪ خدمات را تضمین می‌کند. ▫️حاکمیت داده (Data Sovereignty): این پروژه با هدف متمرکزسازی داده‌های دولتی و تضمین امنیت سایبری ملی در برابر تهدیدات خارجی طراحی شده است. ​🔺سخت‌افزارِ حداکثری؛ معمایِ نرم‌افزارِ حداقلی از منظر جنگ شناختی و رقابت‌های ژئوپلیتیک، ساخت «هگزاگون» حامل پیام‌های مهمی است: ​1️⃣ دژ دیجیتال برای حکمرانی: عبدالله بن شرف الغامدی (رئیس SDAIA) صراحتاً هدف این مرکز را «تثبیت حاکمیت بر داده‌ها» عنوان کرده است. در دنیایی که داده‌ها، نفت جدید هستند، عربستان به دنبال ساخت انبارهای استراتژیک برای ذخیره و پردازش این دارایی شناختی است تا از نفوذ و دسترسی پلتفرم‌های فرامرزی بکاهد. ​2️⃣ شکاف میان «سوله» و «سیناپس»: در حالی که خبر قبلی از چالش شدید جذب متخصص (Recruitment Hurdles) در شرکت Humain حکایت داشت، کلنگ‌زنی هگزاگون نشان‌دهنده استراتژی «اول سخت‌افزار» ریاض است. عربستان در حال ساخت ظرف‌های بسیار بزرگی است، اما هنوز با چالش «مظروف» (تولید علم و الگوریتم توسط نخبگان بومی) دست و پنجه نرم می‌کند . 3️⃣ پایداری انرژی در خدمت هوش مصنوعی: استفاده از راهکارهای سرمایش هوشمند و انرژی‌های تجدیدپذیر در این پروژه، تلاشی است برای کاهش «آسیب‌پذیری زیرساختی» در برابر حملات فیزیکی یا بحران‌های انرژی؛ موضوعی که در پدافند غیرعامل و جنگ‌های نوین حیاتی است. ​ایالات متحده و چین اکنون با رقیب جدیدی روبرو هستند که نه با خلاقیت نرم‌افزاری، بلکه با «محاصره زیرساختی» و ایجاد بزرگترین قطب پردازشی جهان، می‌خواهد ترازوی قدرت شناختی را به نفع خود تغییر دهد. ​🏷 منبع: SPA / Arab News ​🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
💠 سپر کوانتومی در خلیج فارس؛ بحرین و مأموریت عبور از «روز صفر» (Q-Day) ​🔹پادشاهی بحرین در اقدامی پیشرو، قراردادی راهبردی با شرکت SandboxAQ (از زیرمجموعه‌های سابق Alphabet/Google) امضا کرد تا تمامی ۶۰ وزارتخانه و نهاد دولتی خود را به امنیت سایبری «مقاوم در برابر کوانتوم» مجهز کند. این پروژه، بحرین را به اولین کشور جهان تبدیل می‌کند که در سطح ملی از پروتکل‌های پساکوانتومی (PQC) استفاده می‌کند. ​🔹محورهای کلیدی توافق بحرین و SandboxAQ: ▫️مقابله با تهدید «ذخیره کن، بعداً رمزگشایی کن»: این پروژه با هدف خنثی‌سازی استراتژی دشمنان (SNDL) طراحی شده که داده‌های رمزگذاری‌شده امروز را سرقت می‌کنند تا در آینده با کامپیوترهای کوانتومی باز کنند. ▫️مدیریت مبتنی بر هوش مصنوعی: استفاده از پلتفرم AQNav برای پایش خودکار دارایی‌های رمزنگاری‌شده و جایگزینی پروتکل‌های قدیمی با استانداردهای مورد تایید NIST بدون نیاز به سخت‌افزار کوانتومی. ▫️امنیت زیرساخت‌های حیاتی: تمرکز اولیه بر بخش‌های مالی، ارتباطات و شبکه‌های انرژی که ستون فقرات «اقتصاد دیجیتال» بحرین محسوب می‌شوند. ​🔺نبرد برای «بقا» در عصر پسا-کدگذاری این قرارداد فراتر از یک خرید فنی، یک حرکت هوشمندانه در شطرنج جنگ شناختی و امنیتی است: ​1️⃣ برتری کیفی بر برتری کمی: در حالی که همسایگان بحرین (مثل عربستان) در حال رقابت بر سر تعداد «تراشه‌ها» و «وسعت دیتاسنترها» هستند، بحرین روی «امنیتِ همان داده‌ها» در آینده سرمایه‌گذاری کرده است. در جنگ شناختی، داشتن داده‌های عظیم بدون رمزنگاری پایدار، به معنای دادنِ سلاح به دست دشمن است. ​2️⃣ گریز از هژمونی کوانتومی: با ظهور کامپیوترهای کوانتومی، رمزنگاری‌های فعلی (RSA و ECC) به شوخی تبدیل خواهند شد. بحرین با این حرکت، خود را از «غافلگیری استراتژیک» در روز موعود (Q-Day) مصون کرد. این یک الگوی جدید برای کشورهای کوچک است: «کوچک باش اما رسوخ‌ناپذیر». ​3️⃣ دیپلماسی فناوری و گذار از نفت: پیوند با نخبگان سابق گوگل (مانند اریک اشمیت و جک هیداری)، بحرین را به اکوسیستم نوآوری غرب متصل‌تر می‌کند. این «انتقال دانش» به متخصصان داخلی، بخشی از فرآیند تقویت سرمایه شناختی بومی است که در پروژه‌های بزرگ منطقه به عنوان یک نقص دیده می‌شد. ​بحران آینده، جنگ بر سر تصاحب زمین نیست؛ جنگ بر سر شکستن کدهایی است که واقعیتِ دیجیتال ما را ساخته‌اند. بحرین با SandboxAQ، زودتر از قدرت‌های بزرگ، سنگربندی در برابر «طوفان کوانتومی» را آغاز کرد. ​🏷 پیوست تحلیلی در: Yahoo Finance / CNBC / GCC Business ​🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
📚 کتاب «شبه جنگ» 📄 چند خطی از کتاب: اینترنت، یا سلاح شبکه‌های اجتماعی، جنگ و سیاست را تغییر می دهد. درست مثل جنگ و سیاست که اینترنت را تغییر می دهند. تروریست‌ها حملاتشان را به طور زنده پخش می کنند. جنگ‌های تویتری تلفات واقعی برجا می گذارند، اطلاعات نادرست و گسترده موجود در فضای مجازی نه تنها جریان جنگ‌ها بلکه سرنوشت ملت ها را نیز تغییر می دهد. نتیجه این می‌شود که جنگ و تکنولوژی و سیاست به گونه‌ای نوین از فضای جنگی تبدیل می شوند تا جایی که روی گوشی های هوشمند ما نیز نقش ایفا می کنند. پی.دبیلیو.سینگر و امرسون.تی. بروکینگ حین بررسی پرسش های پیچیده‌ای، با تلاقی دو موضوع جنگ و فضای مجازی مواجه می شوند. آن‌ها توضیح می دهند که داعش چطور روش‌های اینستاگرامی تیلور سوئیفت، خواننده آمریکایی، را کپی می‌کند. هنچنین می‌گویند که طرفدار کهنه‌کار بازی دنیای وارکرافت چطور جنایات جنگی در هزاران مایل دورتر را خنثی می کند. در ادامه بررسی می کنند که اوباش‌های اینترنتی چطور انتخابات را شکل می‌دهن و چین چطور با استفاده از برنامه‌ای روی تلفن های هوشمند، افکار ۱.۴ میلیارد شهروندش را کنترل می‌کند. در دنیای شبکه‌ها چه چیز را می توان مخفی نگه داشت؟ شبکه های اجتماعی حقیقت را افشا می کنند یا آن را دفن می کنند؟ در این درگیری‌های بین المللی، مردم عادی چه نقشی ایفا می کنند؟ 🔗 برای دانلود/ خریداری کتاب 🔗 برای مطالعه و اطلاعات بیشتر 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت
MetaCog I متاکاگ
📚 کتاب «شبه جنگ» #معرفی_کتاب #هفته_سی‌وسوم 📄 چند خطی از کتاب: اینترنت، یا سلاح شبکه‌های اجتماعی، ج
✍️ روایت متاکاگ از کتاب شبه جنگ 🔸شاید تا همین چند وقت پیش، وقتی صبح‌ها چشم باز می‌کردیم و انگشتمان را روی صفحه گوشی می‌لغزاندیم تا ببینیم در دنیا چه خبر است، تصور می‌کردیم با یک ابزار صرفاً ارتباطی طرفیم. وسیله‌ای برای سرگرمی، خبر گرفتن از دوستان یا دنبال کردن سلبریتی‌ها. اما کتابی که اخیراً تمام کردم، پرده از حقیقتی برداشت که هم شگفت‌انگیز است و هم کمی ناخوشایند: اینترنت دیگر فقط یک شبکه نیست؛ میدان جنگ است. کتاب «شبه‌جنگ» (LikeWar) اثر پی.دبیلیو. سینگر و امرسون تی. بروکینگ، یک کتاب خشک سیاسی یا یک رمان تخیلی نیست؛ این کتاب یک آیینه‌ای است تمام‌قد در برابر وضعیتی که امروز همگی در آن زندگی می‌کنیم. نویسندگان کتاب با قلمی که هم دقت علمی دارد و هم کشش داستانی، به ما نشان می‌دهند که چگونه «لایک‌ها» و «شِیرها» (Share) به سلاح‌های جدید قرن بیست و یکم تبدیل شده‌اند. 🔸چرا باید این کتاب را خواند؟ زیرا تعریف ما از «جنگ» را تغییر می‌دهد. ما عادت کرده بودیم جنگ را با تانک، موشک و سربازان یونیفرم‌پوش در مرزها بشناسیم. اما «شبه‌جنگ» به ما می‌گوید که خط مقدم نبرد به داخل خانه‌های ما و روی صفحه گوشی‌هایمان منتقل شده است. نویسندگان با هوشمندی مثال‌هایی می‌زنند که هوش از سرتان می‌برد. تصور کنید داعش برای سربازگیری و تبلیغات، دقیقاً از همان استراتژی‌های بازاریابی در اینستاگرامی استفاده می‌کند که «تیلور سوئیفت» (خواننده پاپ آمریکایی) برای جذب هوادارانش به کار می‌برد! یا جایی دیگر روایت می‌کند که چطور گیمرهای بازی «دنیای وارکرافت»، بدون اینکه از صندلی‌شان بلند شوند، توانستند جنایات جنگی واقعی را در هزاران کیلومتر آن‌طرف‌تر ردیابی و خنثی کنند. 🔸بخش تکان‌دهنده‌ی کتاب آنجاست که به ما یادآوری می‌کند: «اطلاعات» دیگر فقط برای آگاهی نیست، بلکه برای «تأثیرگذاری» است. کتاب گریزی هوشمندانه به تاریخ می‌زند؛ به روزهای آغازین جنگ جهانی اول، زمانی که انگلستان کابل‌های تلگراف آلمان را در کف اقیانوس قطع کرد تا روایت جنگ را به نفع خود تغییر دهد و چهره‌ای هیولایی از آلمان بسازد. نویسندگان می‌گویند آن قیچی‌های قدیمیِ قطع کابل، امروز جایشان را به ارتش‌های سایبری، ربات‌های توییتری و اخبار جعلی داده‌اند. امروز دیگر ما در طوفانی از اطلاعات غرق می‌شویم تا حقیقت در میان انبوه دروغ‌ها دفن شود. چین با برنامه‌های موبایلی افکار میلیاردی شهروندانش را رصد می‌کند و اوباش‌های اینترنتی می‌توانند نتیجه یک انتخابات را در کشوری دموکراتیک تغییر دهند. 🔸خواندن «شبه‌جنگ» فقط کسب اطلاعات نیست، یک هشدار بیدارباش است. این کتاب به ما می‌گوید که در دنیای امروز، بی‌طرفی تقریباً ناممکن است. هر بار که خبری را بدون تحقیق بازنشر می‌کنیم، یا هر بار که تحت تأثیر یک موج احساسی در توییتر یا اینستاگرام قرار می‌گیریم، خواسته یا ناخواسته تبدیل به سربازی در این «شبه‌جنگ» شده‌ایم. این کتاب را با ترجمه روان خانم معصومه قربانی (نشر کتابستان معرفت) خواندم و به نظرم متنی است که برای «شهروندِ امروز بودن» ضروری است. اگر می‌خواهید بدانید چرا اخبار این‌قدر متناقض‌اند، اگر می‌خواهید بفهمید چگونه یک هشتگ می‌تواند سرنوشت یک ملت را تغییر دهد، و اگر می‌خواهید در این بمباران اطلاعاتی، سپرِ دفاعیِ ذهنتان را محکم‌تر کنید، پیشنهاد می‌کنم حتماً «شبه‌جنگ» را بخوانید. 🌐 متاکاگ | فراتر از شناخت