her tiny world
عزیز کرده، دوست داشتنم نسبت به تو، مثل ریشه های یه درخت کهنه اس. هر روز عمیق تر میشه، محکم تر میشه
عزیز کرده، حرومم کردی عزیزم. احساساتم رو، مهربونیم رو، وفاداریم رو، فداکاریم رو، آغوشم رو، اسرافم کردی در صورتی که من محتاج ذره ذره ی تو بودم.
her tiny world
عزیز کرده، حرومم کردی عزیزم. احساساتم رو، مهربونیم رو، وفاداریم رو، فداکاریم رو، آغوشم رو، اسرافم کر
عزیز کرده، دلم برات تنگ شده، بیشتر از هرچیزی بهت احتیاج دارم، به بودن و حس کردنت، دلم میخواد باز کنارم باشی، دوسم داشته باشی و بازم بهم بگی که چقدر برات مهمم ولی دیگه به چشمای خوشگلت نمیام اما اینو بدون تا همیشه یه گوشه از قلبم و ذهنم متعلق به توعه.
هدایت شده از ویلوبی'
برای فرار از مشکلاتم میخوابم ولی باز خوابشون رو میبینم.
her tiny world
عزیز کرده، دلم برات تنگ شده، بیشتر از هرچیزی بهت احتیاج دارم، به بودن و حس کردنت، دلم میخواد باز کنا
عزیز کرده، من همیشه به تویی فکر میکنم که به من فکر نمیکنی. رسما غرق عمیق ترین دلتنگیه جهان شدم.