𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓔𝓭𝓲𝓽𝓼
تو جامدادیش چاقو میاورد مدرسه بعد یکی دیگه هم بود هی میگفت بیا با هم دوست بشیم من میگفتم ولم کن بع
😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀💀
𝓜𝓲𝓭𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓔𝓭𝓲𝓽𝓼
بعد از شانس .... من تو کلاس خطاطی که میرفتم اونم تو یه کلاس روبروی ما میشت هی زل میزد به من بدبخت بع
حاجی این تورو تنها گیر نیارهههه😳😳😳😳