یه سری رفتارها اولش به چشم نمیان؛ ولی وقتی چند بار تکرار میشن، دیگه نمیتونی بگی «شاید اتفاقی بود».
《Midnight Lilium》
یه سری چیزا رو آدم فقط از روی عادت نگه میداره؛ نه استفادهشون میکنه، نه دلش میاد بندازتشون دور.
《Midnight Lilium》
وقتی یه دفتر قدیمی رو ورق میزنی، بعضی نوشتهها بیشتر از اینکه خاطره باشن، مدرکن؛ مدرکِ اینکه چقدر توی این مدت عوض شدی.
《Midnight Lilium》
آدم هرچی بیشتر خودش رو بشناسه، بیشتر میفهمه یه سری رفتاراش واقعاً انتخاب نبوده؛ فقط بهشون عادت کرده بوده.
《Midnight Lilium》
بعضی چیزا جواب مشخصی ندارن؛ هرچی بیشتر میگردی، فقط سؤالای بیشتری پیدا میکنی.
《Midnight Lilium》
بعضی چیزا رو همون اول میفهمی، فقط یه مدت خودتو میزنی به نفهمیدن.
《Midnight Lilium》
خیلی چیزا رو دنبال میکنیم چون از اول خواستیمشون، نه اینکه هنوز واقعاً بخوایمشون.
《Midnight Lilium》