افرادی را دیدهام که از یک قاتل هم بیرحمتر بودند، هرچند هرگز کسی را نکشته بودند؛
من کسانی را دیدهام که امید ما را کشتند.
《Midnight Lilium》
انسان در حال گریه کردن به دنیا میآید،
و وقتی که به اندازهی کافی گریه کرد، از دنیا میرود.
Humans are born crying,
and when they have cried enough, they leave the world.
《Midnight Lilium》
یه روزی ازم می پرسی چی مهمتره؟ زندگی خودم یا زندگی تو؟ و من می گم زندگی خودم، و تو میری، بدون اینکه بفهمی زندگی من تو بودی...
《Midnight Lilium》
همیشه ترسِ که همه چیزو خراب میکنه،
ترس از اینکه جواب اون پیام چیز خوبی نباشه، ترس از نه شنیدن، ترس از نگفتن حقیقت...
《Midnight Lilium》
رهایت نمیکنم، مگر اینکه از قصد مرا گم کنی؛
دیگر به دنبالت نخواهم آمد.
《Midnight Lilium》
پیدا کردن نقطه ضعف های دیگران کمی هوش میخواهد؛ اما سوء استفاده نکردن از آنها مقدار زیادی شعور میخواهد.
《Midnight Lilium》