آدم میتونه دور و برش پر از آدم باشه، ولی با همهشون نمیتونه خودش باشه.
《Midnight Lilium》
بعضیا تو رو اونجوری که هستی نمیبینن؛ بیشتر همون جوری میبینن که دوست دارن باشی.
《Midnight Lilium》
یهسری آدما عادت دارن همهچی رو با بقیه مقایسه کنن؛ حتی چیزایی که اصلاً قرار نبوده مسابقه باشن.
《Midnight Lilium》
کسی که میتونه راحت بگه «اشتباه کردم»، خیلی قابلاعتمادتر از کسیه که برای درست جلوه دادن خودش، یه عالمه دلیل ردیف میکنه.
《Midnight Lilium》
یه سری چیزا رو نمیشه با بیشتر تلاش کردن درست کرد؛ گاهی مسئله اینه که داری توی جهت اشتباهی سریعتر حرکت میکنی.
《Midnight Lilium》
آخرش میفهمی همهچی قرار نیست یه پایان قشنگ داشته باشه؛ بعضی چیزا فقط تموم میشن و همین.
《Midnight Lilium》
سختترین چیز اینه که یه روز بفهمی خودتم یه جاهایی حقیقت رو دیدی، ولی ترجیح دادی به روی خودت نیاری.
《Midnight Lilium》