یه جایی دیگه ناراحت نیستی، فقط پذیرفتی که قرار نیست چیزی اونطوری که میخواستی پیش بره.
《Midnight Lilium》
چیزی که یه زمانی برات مهم بود، ممکنه یه روز فقط تبدیل بشه به چیزی که یادت میاد یه زمانی مهم بوده.
《Midnight Lilium》
بعضی حرفا رو نمیگی چون نمیترسی از جوابش؛ فقط میدونی شنیدنش هیچ چیزی رو بهتر نمیکنه.
《Midnight Lilium》
یه سری چیزا رو نمیشه دوباره مثل قبل دید، حتی اگه خودِ اون چیز هیچ تغییری نکرده باشه.
《Midnight Lilium》
بعضی چیزا رو از دست نمیدی، فقط یه روز میفهمی هیچوقت واقعاً مال تو نبودن.
《Midnight Lilium》
آخر بعضی قصهها نه غمگینه، نه شاد؛ فقط میبینی دیگه چیزی برای ادامه دادن باقی نمونده.
《Midnight Lilium》
خیلی وقتها چیزی که دنبالش میگردی، همون چیزیه که بعد از پیدا کردنش دیگه نمیخوای داشته باشیش.
《Midnight Lilium》
هیچچیز به اندازهی مقایسه نمیتونه یه چیز خوب رو معمولی کنه.
《Midnight Lilium》