رعد، صدای ناگهانی آرامش است؛ گاهی باید همه چیز را به هم ریخت تا دوباره به سکوت رسید.
《Midnight Lilium》
ماه، نوری نرم در دل شب است؛ همیشه بالای سر ماست، ولی هیچوقت نمیتوانیم به آن برسیم.
《Midnight Lilium》
اعتماد، پلی است که بین دلها ساخته میشود؛ وقتی شکسته شود، عبور از آن دشوار میشود.
Trust is a bridge built between hearts; once broken, crossing it becomes difficult.
《Midnight Lilium》
چشمها، ستارههایی کوچک در صورتاند؛ نورشان مسیر دل را روشن میکند، حتی در تاریکترین شبها.
《Midnight Lilium》
چشمها، آینهی قلباند؛ در هر نگاه، میتوان عمق یک جهان را دید.
Eyes are the mirror of the heart; in every gaze, you can see the depth of a whole world.
《Midnight Lilium》
برگ، خاطرهای است که با باد سفر میکند؛ هر تکانش داستانی تازه از زندگی میگوید.
《Midnight Lilium》
ساعت، شاهد بیصدا و بیرحم زمان است؛ هر ثانیهاش میگذرد و هیچ چیز را نگه نمیدارد.
《Midnight Lilium》
دریاچه، آیینهای آرام است؛ گاهی آسمان را به زمین میآورد و گاهی رازهای عمیق خود را پنهان میکند.
《Midnight Lilium》