چشمها، ستارههایی کوچک در صورتاند؛ نورشان مسیر دل را روشن میکند، حتی در تاریکترین شبها.
《Midnight Lilium》
چشمها، آینهی قلباند؛ در هر نگاه، میتوان عمق یک جهان را دید.
Eyes are the mirror of the heart; in every gaze, you can see the depth of a whole world.
《Midnight Lilium》
برگ، خاطرهای است که با باد سفر میکند؛ هر تکانش داستانی تازه از زندگی میگوید.
《Midnight Lilium》
ساعت، شاهد بیصدا و بیرحم زمان است؛ هر ثانیهاش میگذرد و هیچ چیز را نگه نمیدارد.
《Midnight Lilium》
دریاچه، آیینهای آرام است؛ گاهی آسمان را به زمین میآورد و گاهی رازهای عمیق خود را پنهان میکند.
《Midnight Lilium》
جنگل، نفس زندگی است؛ هر درخت و هر شاخه، داستانی از پایداری و رمز و رازهای طبیعت در خود دارد.
《Midnight Lilium》
مه، پردهای نرم بر روی جهان است؛ همه چیز را کمی مخفی میکند و رازها را شیرینتر میسازد.
《Midnight Lilium》
پروانه، رقصی کوتاه است در زندگی؛ زیباییاش گذراست، اما هیچکس آن را فراموش نمیکند.
《Midnight Lilium》
آتشفشان، خشم خاموش زمین است؛ آرام به نظر میرسد، اما نیرویش میتواند دنیا را دگرگون کند.
A volcano is the silent anger of the Earth; it seems calm, but its force can change the world.
《Midnight Lilium》