میزارمت کنار چون به اون قشنگی که تو ذهنم ازت ساخته بودم نبودی.
《Midnight Lilium》
یک شیشهی شکسته روی زمین است؛
اگرچه نمیتواند مثل قبل روشنایی منعکس کند،
اما هر ترکِ آن، راه نور را به شکلی تازه عبور میدهد.
《Midnight Lilium》
ساعتها میگذرند،
اما خاطراتی که با کسی قسمت کردهای،
هرگز پیر نمیشوند؛
آنها در سکوت زندگی ادامه دارند.
《Midnight Lilium》
کتابی که باز مانده است،
داستانش تمام نشده؛
شاید فقط کسی منتظر است ورقش بزند.
《Midnight Lilium》
گاهی کسی را میبینی که سکوت میکند،
اما نگاهش همه چیز را میگوید.
Sometimes you see someone remaining silent,
but their eyes say everything.
《Midnight Lilium》
لیلیوم آرام در گلدان میایستد؛
عطری که فضا را پُر میکند،
و سمی که در سکوت پنهان است.
بعضی زیباییها همینقدر دوگانهاند؛
هم دعوت، هم هشدار.
《Midnight Lilium》
اگر با حیوانات مهربان نیستید، حداقل با مهربان ها حیوان نباشید.
《Midnight Lilium》