ابرها بالا میروند و پایین میآیند،
اما خورشید همیشه پشت آنها منتظر است.
Clouds rise and fall,
but the sun always waits behind them.
《Midnight Lilium》
شاخهی خشکیدهی یک درخت
میتواند یادآور زندگی باشد؛
که حتی در شکست، زیبایی پیدا میکند.
《Midnight Lilium》
دریا آرام است،
اما در عمقش رازهایی نهفته است
که هیچ موجی فاش نمیکند.
The sea is calm,
yet in its depths lie secrets
that no wave reveals.
《Midnight Lilium》
چراغ کوچک روی میز،
تنها نور نیست؛
یادآور امیدیست که هنوز روشن است.
《Midnight Lilium》
ردِ پا روی شنها میماند،
اما موج که برسد،
تنها حسِ رفتن باقی میماند.
Footprints remain on the sand,
but when the wave arrives,
only the feeling of leaving stays.
《Midnight Lilium》
آینه دروغ نمیگوید،
اما همیشه همهچیز را هم نشان نمیدهد.
A mirror does not lie,
but it doesn’t always show everything either.
《Midnight Lilium》
دستهایت شاید خالی باشد،
اما تجربههایی که حمل میکنی
سنگینتر از هر داراییاند.
《Midnight Lilium》
دل بعضی چیزها را زود میفهمد،
فقط عقل است که دیرتر قبول میکند.
The heart understands some things quickly;
it’s the mind that takes longer to accept them.
《Midnight Lilium》
اعتماد مثل شیشه است؛
یکبار که ترک بردارد،
حتی اگر بماند، دیگر مثل قبل شفاف نیست.
Trust is like glass;
once it cracks,
even if it remains, it’s never as clear as before.
《Midnight Lilium》