بعضی جداییها پایانِ عشق نیست؛
پایانِ توهّمیست که فکر میکردیم
عشق کافیست.
Some separations are not the end of love;
they are the end of the illusion
that love alone is enough.
《Midnight Lilium》
رشد درد دارد؛
چون مجبور میشوی از پوستی بیرون بیایی
که زمانی تنها خانهات بوده است.
《Midnight Lilium》
گاهی دیر میفهمیم که
جنگیدن برای بعضی آدمها شجاعت نیست؛
وابستگیایست که اسمش را عشق گذاشتهایم.
《Midnight Lilium》
تو کسی بودی که آسیب زدی،
ولی انگار من کسی بودم که
چاقو رو دستش گرفته بود.
《Midnight Lilium》
لیاقت تو کسی نیست که
برگرده، لیاقتت کسی هست که
هیچوقت ولت نکرده.
《Midnight Lilium》
ما همانند شیشه بودیم؛
اگر پاکمان می کردنند می درخشیدیم،
اما آن ها شکستند و ما هم بریدیم.
《Midnight Lilium》
بعضی رؤیاها محقق نمیشوند
نه چون لیاقتش را نداشتیم،
بلکه چون قرار بود ما را به مسیر دیگری ببرند.
Some dreams don’t come true
not because we weren’t worthy,
but because they were meant to redirect us.
《Midnight Lilium》