من هر روز از کنار این درخت رد شدم ولی بهش دقت نکردم. اما وقتی میفهمی که دیگه هیچ وقت نمیبینیش اون وقت فرق میکنه، نگاهش میکنی، چقدر زیباست...
- Andrei Rublev -
دافنه تو رمان ربکا میگه :
« یه روزی فکر میکردم اگه اون و با غریبه ای ببینم دنیا و آتیش میزنم!
ولی، امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم اون کجاست...!»
خلاصه گذر زمان همین قدر عجیب و ترسناکه :) !