دافنه تو رمان ربکا میگه :
« یه روزی فکر میکردم اگه اون و با غریبه ای ببینم دنیا و آتیش میزنم!
ولی، امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا ببینم اون کجاست...!»
خلاصه گذر زمان همین قدر عجیب و ترسناکه :) !
از معلما متنفرم
از امتحان متنفرم
الهی لولو همشونو بخوره... یه جوری بخوره اثری ازشون نمونه..
𝑴𝒊𝒅𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕
از معلما متنفرم از امتحان متنفرم الهی لولو همشونو بخوره... یه جوری بخوره اثری ازشون نمونه..
لولو کمه:/
الهی بیوفتن دست گودزیلاهای دهه نود و چهارصد
الان دقیقا توانایی مردن دارم...
هفته ای که گذشت افتضاح بود...
و هفته ی پیش رو بد تر خواهد بود...
در حال حاضر دارم همه کاری میکنم جز درس خوندن✨
واکنش امتحان فردا و رفیقای بدبختم که منتظرن بهشون برسونم قسمت خودمو🤣🎀