هدایت شده از حامین مدیا | ازدواجدردلجنگ
فکر کن همین امشب یه قرار خانوادگی گذاشته شده تا شما با هم صحبت کنید و تو هم میخوای تو همین جلسه اول اطلاعات زیادی به دست بیاری... . ✅
پس حواست باشه در حین پرسیدن سوالات و بررسی معیارهات به این موارد هم توجه کنی👌
تیپ و استایلش رو که میشه همین طور هم فهمید اما حواست به این نکات باشه... .
🔸۱_ بررسی رفتار ظاهری ✨:
درسته که همه در این طور مراسمات هیجان و استرس دارن اما دقت کن ببین آیا استرس و اضطرابش بیش از حد معمول نباشه. مثلاً نگاه کن ببین لرزش خاص یا رفتار غیر معمولی رو تکرار میکنه یا نه.. . احساساتی که تو رفتارش ظاهر میشن رو قشنگ دقت کن ببین آیا درست و منطقیه یا نوسان داره..
🔸۲_بررسی کلامی ✨:
از نظر کلامی دقت کن ببین ادبیاتش چه طوریه آیا محترمانه صحبت میکنه یا با نیش و کنایه. آیا اجازه صحبت بهت میده یا مدام خودش حرف میزنه... . ببین تو حرف هاش تناقضی وجود داره یا نه... . نگاه از بالا به پایین داره یا این که خودش رو خیلی ناچیز و بی ارزش معرفی میکنه... .
🔸۳_بررسی شناختی✨:
ببین تو حرف هاش از عقاید و ارزش هاش چی میگه... خودش بهشون رسیده یا دیکته شده والدینه... . خودش رو مسئول زندگی میدونه یا مدام جامعه و بقیه رو مقصر میدونه... . دقیق شو ببین هویت مشخصی داره یا سردرگمه... . دقت کن ببین اعتماد بنفس و عزت نفسش چقدره..
🆔 @Hamin_media | حامین مدیا
این چند وقت اخیر یسری چیزا باعث شد نسبت به خودم حس بدی پیدا کنم. اینکه مدام با خودت بگی تو بی عرضه ای، عرضه هیچ کاریو نداری و ازینجور حرفا
بعد به خودم اومدم فکر کردم ببینم آیا من واقعا بی عرضم؟ خب چرا قبلا این فکرو نمیکردم
به این نتیجه رسیدم طی این چن ماه وظیفه ای که رو دوشم گذاشتن آدمو از لحاظ جسمی و روحی خسته میکنه... تا آخرشب مشغول انجام... از درسم زدم به خواب و خوراکم نرسیدم و مدام حتی سر دسشویی فک میکردم به انجامش... من داشتم تمام توانمو میذاشتم ولی کافی نبود پس آیا تقصیر من بود؟ نمیدونم بعضیا چجوری چنتا کارو با هم هندل میکنن ولی مطمئنم از نظر جسمی قویان ولی من چی؟ همین انتظارات و توقعات بیش از توانم باعث شد خسته شم و فک کنم بی عرضم و نسبت به خودم حس بدی پیدا کردم... بدتر اینکه حرفی نمیزدم و نمیگفتم خستم از انجامش. چرا؟ چون ناراحت میشد و من نمیخاستم ناراحت شه ولی از طرفی داشتم بیش از حد از خودم کار میکشیدم. کافی نبود؟ آره نبود ولی توانم همینقدره. چیکار کنم؟ مگه وقتی بچه بودم بهم خوب رسیدگی شد؟ درست برعکس دخترخالم که تو اوج پولداری خانوادش بدنیا اومد...
تقصیر من چیه؟
بهم میگه رویاهای بزرگ داشته باش!
رویای بزرگو به شرطی بهش میرسه که همونقدر بزرگ تلاش کنی. تلاش زیاد توان زیاد میطلبه وگرنه خسته و فرسوده میشی... اگرم توانت و به تبعش تلاشت کافی نباشه... نهایتا افسرده میشی و از خودت بدت میاد. پس چرا واقع بین نباشیم؟ حداقل موقع انتخاب رویاهامون فانتزی و فضایی فکر نکنیم.
دغدغه ش سریاله! دغدغه ش فلان حریف رفیقشه! دغدغه ش فلان بازیگره! دغدغه ش چیزای چرتین که ای کاشم منم از خیلی جهات زندگیم مث اونا روب راه بود تا دغدغه هام الکی میبود...