eitaa logo
اینجا واقعی ترم
27 دنبال‌کننده
169 عکس
12 ویدیو
2 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
دوم هیچوقت خودتو بیکار نشون نده درحال تماشای سریال یا چک کردن پیامرسانها. بجاش خودتو درگیر کارای مهم نسون بده و حتی واقعا انجام بده مثل کتاب خوندن و خلاصه برداری و گوش دادن به پادکست و...
خودتو ادم حساب کن تا بقیه ادم حسابت کنن
مخصوصا به ظاهرت برس
بعضی وقتا باید بگی به چیزم و خودتو راحت کنی
آغاز مطالعه کتاب شخصیت همیشگی نیست نوشته بنجامین هاردی
نویسنده با نگاهی انتقادی به اهمیت بیش از حدی که بسیاری از نظریه‌های روان‌شناسی برای گذشته قائل‌اند و تأکید آن‌ها بر ثابت بودن شخصیت، می‌نویسد: تأكيد شدید روانشناسان بر گذشته دلیل ثابت پنداشتن شخصیت است. آنها برای گذشته ارزش زیادی قائل اند. یکی از اصول بسیاری از نظریه های شخصیتی نیز این است : "گذشته بزرگ ترین پیش گوی آینده است." این نظریه از دیدگاه رایج جبرگرایی سببی می آید. براساس این دیدگاه هر اتفاق یا پدیده ای "معلول" موقعیت ها یا رویدادهای گذشته است. از این دیدگاه انسانها نیز معلول رویدادهای گذشته اند؛ مانند دومینویی که در زنجیره ای از دومینوها محکوم به واژگونی است. در اینجا، واژه معلول با خود بیشترین بار معنایی را منتقل میکند. منظورم "تحت تأثیر" یا "تحت سلطه" نیست. مرادم دقیقاً "معلول" است. معلول گذشته بودن یعنی امکان انتخاب ندارید یا نمیتوانید تعیین کنید که اید و میخواهید چه بکنید. مجبورید شخصیتتان را بپذیرید؛ چون دومینویی است که گذشته تان رویش واژگون شده است. گذشته را نمی توانید تغییر دهید. فقط می توانید خود واقعی و چرایی وجودتان را کشف کنید و بهتر بشناسید.
حالا بریم سراغ تحلیلش
نویسنده با نگاهی انتقادی به اهمیت بیش از حدی که بسیاری از نظریه‌های روان‌شناسی برای گذشته قائل‌اند و تأکید آن‌ها بر ثابت بودن شخصیت، می‌نویسد: ✍ تأکید شدید روان‌شناسان بر گذشته دلیل ثابت پنداشتن شخصیت است. آنها برای گذشته ارزش زیادی قائل‌اند. یکی از اصول بسیاری از نظریه‌های شخصیتی نیز این است: «گذشته بزرگ‌ترین پیشگوی آینده است.» : نویسنده می‌گوید بسیاری از نظریه‌های شخصیتی، گذشته انسان را عامل بسیار مهمی در تعیین شخصیت فعلی و آینده او می‌دانند. یعنی اگر بدانیم فرد در گذشته چه تجربه‌هایی داشته، می‌توانیم تا حد زیادی رفتار و شخصیت آینده او را پیش‌بینی کنیم. بنابراین، در این نگاه شخصیت چیزی نسبتاً ثابت و شکل‌گرفته در گذشته در نظر گرفته می‌شود. 🔹🔹🔹🔹🔹 ✍ این نظریه از دیدگاه رایج جبرگرایی سببی می‌آید. براساس این دیدگاه هر اتفاق یا پدیده‌ای «معلول» موقعیت‌ها یا رویدادهای گذشته است. : اینجا نویسنده دلیل این طرز فکر را توضیح می‌دهد: جبرگرایی سببی. یعنی هر چیزی که امروز اتفاق می‌افتد، نتیجه علت‌هایی است که قبلاً وجود داشته‌اند. به زبان خیلی ساده: رویدادهای گذشته ← علت اتفاقات و رفتارهای امروز ← معلول پس رفتار فعلی انسان هم در این دیدگاه، نتیجه اتفاقات و شرایط گذشته اوست. 🔹🔹🔹🔹🔹 ✍از این دیدگاه انسان‌ها نیز معلول رویدادهای گذشته‌اند؛ مانند دومینویی که در زنجیره‌ای از دومینوها محکوم به واژگونی است. : نویسنده برای روشن‌تر کردن این مفهوم از مثال دومینو استفاده می‌کند. همان‌طور که افتادن یک دومینو باعث افتادن دومینوی بعدی می‌شود، اتفاقات گذشته نیز باعث شکل‌گیری اتفاقات و رفتارهای بعدی انسان می‌شوند. یعنی: تجربیات گذشته 》 شکل‌گیری شخصیت 》 رفتارهای امروز 》 رفتارهای آینده 🔹🔹🔹🔹🔹 ✍در اینجا، واژه «معلول» با خود بیشترین بار معنایی را منتقل می‌کند. منظورم «تحت تأثیر» یا «تحت سلطه» نیست. مرادم دقیقاً «معلول» است. : نویسنده عمداً روی کلمه «معلول» تأکید می‌کند، چون نمی‌خواهد فقط بگوید گذشته روی انسان اثر می‌گذارد. تفاوت این دو خیلی مهم است: 🔹تحت تأثیر گذشته بودن: گذشته روی من اثر گذاشته، اما ممکن است بتوانم برخلاف آن عمل کنم. 🔸معلول گذشته بودن: گذشته علت شکل‌گیری من و رفتار من است؛ بنابراین انتخاب و تغییر من بسیار محدود یا حتی منتفی است. پس نویسنده می‌خواهد بگوید منظورش یک تأثیر ساده و معمولی نیست؛ بلکه یک رابطه علت و معلولیِ جدی است. 🔹🔹🔹🔹🔹 ✍معلول گذشته بودن یعنی امکان انتخاب ندارید یا نمی‌توانید تعیین کنید که اید و می‌خواهید چه بکنید. مجبورید شخصیتتان را بپذیرید؛ چون دومینویی است که گذشته‌تان رویش واژگون شده است. : اینجا نویسنده نتیجه این دیدگاه را بیان می‌کند: اگر واقعاً شخصیت انسان معلول گذشته او باشد، پس انسان خودش تعیین نمی‌کند که چه کسی باشد و چگونه رفتار کند. مثلاً اگر تجربیات گذشته باعث شده باشند فردی ترسو، پرخاشگر یا بی‌اعتماد شود، در این نگاه او خودش انتخاب نکرده که چنین شخصیتی داشته باشد؛ بلکه گذشته او را به این شکل ساخته است. بنابراین انسان شبیه همان دومینو است: دومینوهای قبلی افتاده‌اند و حالا نوبت اوست که بیفتد. 🔹🔹🔹🔹🔹 گذشته را نمی‌توانید تغییر دهید. فقط می‌توانید خود واقعی و چرایی وجودتان را کشف کنید و بهتر بشناسید. : در پایان، نویسنده می‌گوید اگر گذشته علت شکل‌گیری شخصیت باشد، گذشته دیگر قابل تغییر نیست؛ بنابراین نمی‌توانیم علت‌های گذشته را عوض کنیم. در نتیجه، کاری که باقی می‌ماند این است که خودمان را بشناسیم و بفهمیم چرا به شکل فعلی درآمده‌ایم؛ یعنی ریشه رفتارها، افکار و ویژگی‌های شخصیتی خود را در گذشته پیدا کنیم. ⭕️⭕️⭕️خلاصه کل بخش⭕️⭕️⭕️ نویسنده در این قسمت دارد یک دیدگاه جبرگرایانه درباره شخصیت را توضیح می‌دهد: گذشته انسان ⬅️ شخصیت او را شکل می‌دهد ⬅️ شخصیت رفتار او را تعیین می‌کند ⬅️ آینده نیز تا حد زیادی قابل پیش‌بینی می‌شود. 🔘 پس در این دیدگاه، انسان بیشتر محصول گذشته است تا سازنده آزادِ شخصیت و آینده خودش.
نویسنده با این تصور مخالف است که گذشته بتواند به‌طور کامل شخصیت و آینده انسان را تعیین کند. گذشته قطعاً بخشی از داستان ماست و تجربیات گذشته می‌توانند بر ما اثر بگذارند، اما از نظر او نباید گذشته را با سرنوشت یکی دانست. اینکه فرد در گذشته چه بوده یا چه اتفاقاتی برایش افتاده، الزاماً تعیین نمی‌کند که در آینده چه کسی خواهد شد.
نویسنده کتاب رو با شرح داستان زندگی خودش شروع میکنه اینکه چطور یک آزمون شخصیت نزدیک بود مانع ازدواجش با همسرش بشه! و در ادامه از آزمونهای شخصیت انتقاد میکنه و معتقده : آزمون شخصیت بیشتر شبیه یک عکس از وضعیت فرد در یک زمان و شرایط خاصه، نه تصویری کامل و همیشگی از اینکه «او واقعاً چه کسی هست». احساسات، شرایط، محیط و تجربه‌های جدید می تونن نحوه پاسخ دادن فرد رو تغییر بدن. بنابراین، نتیجه یک آزمون نباید به یک برچسب دائمی تبدیل بشه! نویسنده با انتقاد از ازمونهای شخصیت میگه دیدگاه این ازمونها اینه که شخصیت انسان ذاتی و همیشگی و تغییرناپذیره و شما تنها کاری که ازتون برمیاد اینه که شخصیت درونی‌تون رو کشف کنید و بعد باید زندگی‌تون رو بر پایه همین شخصیت بنا کنید. حتی اگه این شخصیت مورد انتخاب شما نباشه و ازش خوشتون نیاد مهم نیست! چون این همون زندگی‌ای هستش که شما براش بدنیا اومدین! یعنی این سرنوشت شماست! و شما نمیتونین شخصیت خودتون و به تبعش زندگیتون رو تغییر بدید!
نویسنده با انتقاد از ازمونهای شخصیت میگه دیدگاه این ازمونها اینه که شخصیت انسان ذاتی و همیشگی و تغییرناپذیره و شما تنها کاری که ازتون برمیاد اینه که شخصیت درونی‌تون رو کشف کنید و بعد باید زندگی‌تون رو بر پایه همین شخصیت بنا کنید. حتی اگه این شخصیت مورد انتخاب شما نباشه و ازش خوشتون نیاد مهم نیست! چون این همون زندگی‌ای هستش که شما براش بدنیا اومدین! یعنی این سرنوشت شماست! و شما نمیتونین شخصیت خودتون و به تبعش زندگیتون رو تغییر بدید!
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی از معدود کیدراماها و یکی از معدود کاپل‌ های موردعلاقه و محبوبم 🥹 داستانی متفاوت و خاص.. همون ایده ای که همیشه تو ذهنم داشتم یعنی سفر به گذشته برای تغییر آینده ولی خب... اون طور که لیاقتشو داشت بهش توجه نشد واقعا... شاید چون بازیگراش آنچنان سوپر استار نبودن؟ واقعا میتونست و حقش بود جایزه بهترین سریال سال رو بگیره. سَوای خط اصلی داستانیش که تا قسمت آخر غیرقابل پیش‌بینی بود جوریکه که هی حدس میزدی هی اشتباه بود یعنی دیگه هربار میگفتم اِی نویسنده این سریال... دست راستت رو سر بقیه نویسنده‌ها علی الخصوص ایرانیاش... 😂 سَوای اون، واقعا عاشقانه خاصی داشت، به شدت کم که خب واقعا نامردی بود، چون زوج اصلی اونقدر بهم میومدن و اونقدر بالغ اما دلنشین بودن که میخواستم بیشتر سکانس عاشقانه می‌داشتن، یه زوج بزرگسال و عاقل و بالغ که خبری از ادا اطوارای تینیجری نداشتن و واقعا زیبا بودن 🥹 عاشق هم شدن اما این عشق چاشنی و نمک سریال بود نه کل ماجرا البته دیگه خیلی کم نمک شده بود و کلا به حاشیه رفته بود 😒😂 خیلی دوست دارم فصل دومشم بسازن 🥹