میخوام خلاصه ی داستانام رو بزارم ولی هیچ داستان مشخصی تا به حال برای داستان رایا در نظر نگرفته بودم... کمککک
البته همینا هم تعریفی نیستن صرفا یه چیزی نوشتم ولی داستانا بهتر از توصیفات مضخرفمن✅
خلاصه ی داستان هام:
#life_as_a_god
زندگی به عنوان یک خدا(سازنده)
روبی میلر ۱۹ ساله که به تازگی یک آیپد برای نقاشی کشیدن از یک فرد ناشناس هدیه گرفته متوجه میشود که نقاشی های او به طرز عجیبی جان گرفته و در دنیا های مجازی زندگی میکنند شش سال بعد او به همراه بهترین دوست خودش رین دنیا ها و زندگی های بیشتری ساخته است تا اینکه زندگی وارد پستی ها و بلندی هایی میشود...
#just_a_mad_blue_cat
فقط یه گربه ی آبیِ دیوونه
رایا دختری است که تمام اعضای خانواده اش به قتل رسیده اند... شاید هم خودش آنها را به قتل رسانده؟ چه کسی اهمیت میدهد! مهم اینه که اون زندگیش رو جوری ادامه میدهد که دوست دارد... قدرتمند بودن عشق او است ولعی در قدرتمند بودن... اما مهمتر از اینها! چیزی که ولع و طمعش را برای قدرت زیادتر میکند این است که او دیدی فراتر از دنیای مجازی دارد؛ دنیایی که سازنده اش در آن زندگی میکند...
#Alen_the_ominous_fate
آلن...سرنوشت شوم
دو نیمه شیطان یا دو نیمه گربه؟ این داستان روایتگر زندگی دو دختر به نام های روبی و آیسا است که هر کدوم سرگذشت های شومی داشتند و حال به همراه گروه خود به ماجراجویی در دنیای نابرابری ها میپردازند. نفرینی که خیانت پادشاه آن را به ارمغان آورده است. حال آیا سرنوشت آنها به اندازه ی گذشتشان شوم است؟
#killers_Against_Spys
قاتلان در برابر جاسوسان
امیلی دختری است که به دلیل نامشروع بودن هیچوقت توسط خانوادهاش پذیرفته نشد. شب تولد ۱۷ سالگیاش در حالی که منتظر بود سمی که خانوادهاش به خورد او داده بودند او را از پا در بیاورد فردی در کت و شلوار از پنجرهی اتاقش وارد میشود و به امیلی یک شانس دوباره پیشنهاد میکند. پیشنهادی مختص به یک قاتل... امیلی بعد از به قتل رساندن خانواده اش عضوی از گروه قاتلین شمرده میشود. در سوی دیگر داستان لینوکس قرار دارد که تمام عمر خودش را به پرورش و تبدیل شدن به یک هیولا برای سازمان جاسوس ها و ماموران مخفی صرف کرده است. سازمانی برای از بین بردن تمام قاتلان...
#wonderland_horror_rises
دنیای شگفت انگیز... وحشت به پا میخیزد
دنیایی شگفت انگیز! دنیایی برای بازی و زندگی جاودانه و کودکانه برای بچه هایی که شانسی در زندگی واقعی نداشتند... روح کودکان به صورت نیمه حیوانات گوگولی در یک دنیای شاد در می آید... وایساا... تموم نشده... این دنیا ی..یک مشکلی داره... ترس و وحشت این دنیا رو فرا گرفته... این چیزی نبود ک... که میخواستم... نه...
#A_none_human_academy
یک آکادمی غیر انسانی
از اسمش پیداست داستان درباره ی افرادی عه که در یک مدرسه درس میخونن و ماجراهاشون. صرفا یک چیز متفاوته این افراد هر موجودی هستند جز انسان! از الف و زامبی و خون آشام ها گرفته تا جاودانه ها و حتی فرشتگان
MILLᏋR'Ꭶ ᎮURᎮLᏋ ᏤᎧIᎠᶠʴ🍇
میخوام خلاصه ی داستانام رو بزارم ولی هیچ داستان مشخصی تا به حال برای داستان رایا در نظر نگرفته بودم.
هر وقت این اسم رو میبینم میترسم🚶♀
MILLᏋR'Ꭶ ᎮURᎮLᏋ ᏤᎧIᎠᶠʴ🍇
خلاصه ی داستان هام: #life_as_a_god زندگی به عنوان یک خدا(سازنده) روبی میلر ۱۹ ساله که به تازگی یک آی
آره خلاصه اینا داستان های اصلیمن که بیشتر از ۲۰ ۳۰ تا اوسی دارن دیگه فرعی ها رو نزاشتم