MILLᏋR'Ꭶ ᎮURᎮLᏋ ᏤᎧIᎠᶠʴ🍇
برید اونور ما جنگ میخوایم
ما جنگ میخوایم یالا*
MILLᏋR'Ꭶ ᎮURᎮLᏋ ᏤᎧIᎠᶠʴ🍇
ما جنگ میخوایم یالا*
عسل خوابه همچنان من تو اکانتش:
برای استار
_هوی وایسا دیگهه
دختر مو صورتی روبه روم خیلی تند میدود بهتره از بالهام استفاده کنم
_گگگ اگه میتونی منو بگیر شیطان کوچولو
_چ_ اون الان به من چی گفتتت اون قیافت رو صاف میکنمممم
سریع تر بال میزنم تا به او نزدیک شوم.
_آخخ
این دیگه چی بود یکی محکم من رو پرتاب کرد
_اوپس به نظرت من باید خسارت اون ساختمون رو بدم یا تو؟
به چشمان بنفش بی رحم دختر مو مشکی زل میزنم سلاح دستش نشان میدهد به ضعیفی دختر مو صورتی نیست
_با خاک یکسانت میکنم
_بچرخ تا بچرخیم
همین که میخواهم سلاح مرگبارم را فعال کنم لینوکس یقه ی من را از پشت میگیرد
_اینجا نه استار وقته رفتنه
_اما... اه... مبارزه ی ما تموم نشده
_ من رو کریستن صدا کن دشمن عزیزم
در حالی لبخند گشادی میزد و برایم بای بای میکرد از آنجا دور شدیم
توضیحات: تو توی این داستان امیلی رو گیر میاری و میخوای دستگیرش کنی پس به دنبالش میوفتی اما کریستن به تو این اجازه رو نمیده و یک درگیری بین شما در حال وقوعه. لینوکس که از وضعیت قدرت و توانایی کنترل تو خبر داره اجازه ی این درگیری رو نمیده اما این مبارزه تموم نشده...
داستان: #killers_Against_Spys