برای گوست
_عاه این پنجمین باریه که بچه های روستا ازم میترسن... شاید بهتره دیگه سراغ روستا نرم...
قدم زنان به دل جنگل میروم و میخواهم از روستا دور شوم که شش تا بچه را دور آتش میبینم.
_الان بازم فرار میکنن بهتره زیاد نزدیک نشم...
ناگهان دختر مو مشکی سرش را بر میگرداند و با چشمان قرمز رنگش به من زل میزند
_اوووه بچه ها فکر کنم داور رو پیدا کردیممم هی خانوم مشکل نداری به ما کمک کنی
_یکمی عجیبه تا به حال هیچ بچه ای نخواسته بود به من نزدیک بشه چه برسه که بخواد با من بازی کنه...
با دقت به بچه ها نگاه میکنم و متوجه میشوم آنها اصلا بچه های عادی نیستند و شاخ و دم و گوش های غیر انسانی دارند...
پسر مو نارنجی فریاد میزند
_میخوای داور باشی یا نه خانومه؟ اوه راستی من یوشی هستم ما میخوایم بازی کنیم و به کمکت نیاز داریم.
_حالا که فکرشو میکنم بهتون کمک میکنم
بچه ها شادی میکنند و احساس میکنم سوراخی عمیق درون دلم پر میشود یک لبخند از ته دل میزنم و افرادی را پیدا میکنم که شاید من واقعی را بپذیرند هر چند بچه باشند
توضیحات: تو یک کارگر توی یک قنادی هستی و میخوای کمی پول برای تجهیزات جنگی جور کنی اما از وقتی اونجا کار میکنی به خاطر ظاهرت خانواده ها زیاد به تو نزدیک نمیشوند و کار قنادی هم ورشکسته شده پس دل به جنگل میزنی و با شش تا بچه ی به ظاهر دوست داشتنی با نام های کرو، یوشی، آیسا، آیو، هیمارو و ریون رو به رو میشی و اونا برعکس همه مشکلی با ظاهرت ندارن و دوست دارن که با تو دوست بشن
داستان: #Alen_the_ominous_fate
MILLᏋR'Ꭶ ᎮURᎮLᏋ ᏤᎧIᎠᶠʴ🍇
برای گوست _عاه این پنجمین باریه که بچه های روستا ازم میترسن... شاید بهتره دیگه سراغ روستا نرم... قدم
مرررسیییازنایمازطکلژکتلیکنلیگنیان😭😭😭😭😭😭
خیلی خوبننننخعیگنایخجغسماب😭😭😭😭😭😭🛐🛐🛐🫂🫂🫂
هدایت شده از MOSTAFA •|• DIGITAL ART 📒
- نمیزارم خونت روی زمین ریخته بشه...
•---------------------------------------------------------•
#iran #LongLiveIran #IRI #alex_post #comic #ctoia_post #Minab_School #MinabSchool #IranChildren #Iran_Children
https://abzarek.ir/service-p/msg/2614016
به من ایده برای آرت بدهید
کومکک