https://eitaa.com/botteledmessagestocaptain/43
ببا بغلم دوست کوچولومممم....
(っ˘̩╭╮˘̩)っ
🥛(𝗠𝗶𝗹𝗼'𝘀 𝗷𝗼𝘂𝗿𝗻𝗲𝘆)🍪
https://eitaa.com/botteledmessagestocaptain/43 ببا بغلم دوست کوچولومممم.... (っ˘̩╭╮˘̩)っ
گوش وایسادن-
زیر لب غر غر میکنم-
که اینطور...
ویکتور و ماریوس دارن مهمونی میگیرن و منو دعوت نکردنننننن...
برداشتن پتو و بالشتم-
دویدن به سمت در خونه ی ویکتور-
باز کنیدددددد....منم میامممم.... یا منم تو مهمونی ام یا مهمونی رو خراب میکنمممم...
تند تند به در میکوبم-
If they really really really really really really really really really really really really really love me...
Then why my life looks like this?
I'm trying to be serious in relationships...
I'm trying to make friends...
Trying to give love and take back some...
But all of what they're seeing is just a cute little potato who wants to cheer them up...
I love having fun...but not all the time...
Sometimes i need to feel that I'm something more than a cutie pie to you...
a more important guy...
شاید من آدم اجتماعی نیستم...
و شاید انرژی زیادی ندارم...
شاید فقط میترسم حوصله سر بر باشم
شاید فقط میخوام اونقدری گوگولی باشم که نتونی ضعفامو ببینی؟
خب...شاید من دارم یه نمایش کوچولو برات اجرا میکنم تا نتونن بیشتر از قبل بهم آسیب بزنن...
🥛(𝗠𝗶𝗹𝗼'𝘀 𝗷𝗼𝘂𝗿𝗻𝗲𝘆)🍪
خب...شاید من دارم یه نمایش کوچولو برات اجرا میکنم تا نتونن بیشتر از قبل بهم آسیب بزنن...
چون...
در اعماق وجودم...
من این ویژگی های مثبتی که میبینی رو ندارم...
من هیچوقت بامزه نبودم...
هیچوقت واقعاً خودمو دوست نداشتم...
تازه اونقدرا هم خوب و معصوم نیستم...
و اون ویژگی های منفی رو هم ندارم...
هیچوقت خودخواه نبودم...
هیچوقت توی سرم مثل بچه ها رفتار نمیکنم...(بیرون از سرم؟ راستش فقط مجبورم...)
هیچوقت از ته دل ناراحت نمیشم و نمیخوام قهر کنم...
ولی خب...مجبورم...
🥛(𝗠𝗶𝗹𝗼'𝘀 𝗷𝗼𝘂𝗿𝗻𝗲𝘆)🍪
وایسا من مجبور نیستم مثل یونیک نقطه بذارم... آره؟
وای...مثل اینکه نمیتونم...منم عادت کردم🗿