eitaa logo
میم صاد
884 دنبال‌کننده
570 عکس
254 ویدیو
16 فایل
روایت‌گر قاب‌ها و جستجوگر معنا اینجا محلی برای روایت‌های دهشتادیزه شده‌س که قراره قدم به قدم ما رو ببره به سمت بیشتر #دونستن و بهتر #تونستن🌱 🌐 آکادمی خلاقیت میم صاد Mim3ad.ir / @Mim3ad_ir فهرست مباحث کانال @Channel_List میم صاد @m_safdari
مشاهده در ایتا
دانلود
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این نون، همون لقمه‌ی گلوگیریه که راه نفس هر بیگانه‌ای رو می‌بنده، اگه روزی بخواد به حریم این خاک تجاوز کنه. مراسم تشییع شهدای مبارکه اصفهان @Mim_3ad
انرژی مردم تو این تجمعات شبانه انقدر بالاست که آخر شب برای راضی کردن‌شون به رفتن، فقط یه راه برامون می‌مونه. اونم اینه که الکی بگیم بچه‌ها گفتن صدای جنگنده‌ها میاد، دیگه پاشید برید خونه‌هاتون. (با لهجه)
دیشب تو کاروان خودرویی یه قاب دیدم که حجت رو تموم کرد. یه نفر با سِرم وصل‌شده به دستش تو ماشین حاضر شده بود تا کنار بقیه باشه. این ترجمه‌ی بی‌نقص ایستادگی مردمه که هیچ بهونه‌ای برای خالی کردن میدون ندارن حتی بیماری هم نمی‌تونه اونا رو از پای کار بودن منصرف کنه.
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من خیلی سنم کمه برای مادر شهید شدن❤️‍🩹 راز ‌شکست‌ناپذیری ما، دقیقا تو استواری همین بودن زنان ماست. @Mim_3ad
یه حاجی ۹۰ ساله امشب به من گفت حاج‌خانوم از منم با پرچم عکس بگیر(:
از پشت ویزور دوربین که نگاه می‌کردم، همه‌چیز در هیاهوی جمعیت گم بود، جز همین قاب. بغض راه گلوم رو بست. یاد کاپشن صورتی افتادم. یاد گوشواره‌های قلبی. این بچه که امروز با قدم‌های کوچیکش کف این میدون حماسه می‌سازه، همون ریحانه کوچولو ماست که حالا تکثیر شده‌. این حضور کودکانه، معصومانه‌ترین و در عین حال کوبنده‌ترین رجزیه که می‌شه بر سر کفر فریاد کشید. @Mim_3ad
پرچمی که با جوهر روی گونه‌ی کوچیکش کشیده شده بود، شبیه یک مهر اصالت بود. انگار که هویت این خاک، با تار و پود پوستش آمیخته باشه. سرش رو پایین انداخته بود و تموم دنیاش در نوک اون قلم خلاصه می‌شد. با دست‌های کوچیکش داشت کلمه‌ی رو رنگ می‌کرد. ما آدم‌بزرگا، واژه‌ی ایستادن رو بیشتر در مشت‌های گره‌کرده و فریادها می‌بینیم اما او داشت به این ایستادگی، رنگ زندگی می‌پاشید. تموم حواسش جمع بود که رنگ‌ها از خط ایستادن بیرون نزنه(: @Mim_3ad
میم صاد
پرچمی که با جوهر روی گونه‌ی کوچیکش کشیده شده بود، شبیه یک مهر اصالت بود. انگار که هویت این خاک، با ت
تا آخر ایستاده‌ایم رو بنفش می‌کنیم، بار غیظ و فشار تماشای این قاب بمونه سهم جبهه اصلاحات(:
پرچم زخمی رو با لطافتی عجیب روی میز چرخ خیاطی پهن کرد. داشت حاشیه‌های ریش‌ریش شده‌ی پرچم‌های ایران رو با یه نخ محکم، دوباره کوک می‌زد و ترمیم می‌کرد. به حرکت دست‌هاش که نگاه می‌کردم، انگار پرت شدم به چهل و چند سال پیش که توی کتاب‌های مصور تاریخی می‌دیدم و می‌خوندم. به شبستان مسجدهای اوایل انقلاب‌. به اون زنان مجاهد و گمنامی که پای همین چرخ‌های قدیمی می‌نشستند و با وضو، برای رزمنده‌های خط مقدم لباس خاکی می‌دوختند. روی لباس رزمنده‌ها کوک عشق می‌زدند و جیب خشاب‌ها رو محکم می‌کردند. اون روزا، کوک‌هاشون بوی دعای بدرقه می‌داد تا مبادا سرمای سنگر، جان بچه‌ها رو بلرزونه. امروز اما جبهه عوض شده و این زن داره با همون خلوص مادرانه، زخم پرچم‌ها رو می‌بنده تا مبادا در طوفان‌ها، قد این سه رنگ پرغرور خم بشه. ‌ @Mim_3ad