مثلا چندشب پیش یکی از سوالاتشون این بود که فرض کنید شهرداری با بحران مالی و کسری بودجه روبهروعه. از طرفی، کمیسیون ماده ۱۰۰ قواعد سختگیرانهی خودش رو برای برخورد با تخلفات ساختمونی داره. حالا اگه شما تصمیمگیرندهی این کمیسیون بودین، تو این دوراهی سخت کدوم سمت بودید؟ سمت قانون (اجرای قاطعانه و جلوگیری از ساختوساز غیرمجاز) یا سمت مردم (مدارا به خاطر نیاز مبرم اقشار ضعیف به سرپناه)؟
این بخشش جالبه که افراد رو در مواجهه با واقعیت مشخص میکنه. در پاسخ به این سوال، هم مردم نظراتشون رو مینوشتند و هم کاندیداها. یکی از کاندیدای شورا قاطعانه بدون هیچ حرفی گفت مردم(:
دور زدن مطلق قانون به اسم حمایت از مردم، شاید شعار قشنگی برای شبهای انتخابات باشه، اما همه میدونیم که تو دنیای واقعی مدیریت شهری چنین چیزی امکانپذیر نیست. پس اینجاس که فرق بین یه مدیر منطقی و راهحلمحور با کسی که صرفا شعارهای تبلیغاتی میده، مشخص میشه و مردم متوجه میشن.
ترس از ریا، تبدیل به بزرگترین تلهی مقدسمآبانهی جبههی فرهنگی ما شده.
ما سالهاس به اشتباه فکر میکنیم نقطهی مقابل اخلاص، رسانهس. به همین بهونه، تموم زیباییها، تلاشای جهادی و کارای خوبمون رو سانسور میکنیم و تو تاریکی نگه میداریم. ما با دستهای خودمون، بزرگترین ضربه رو به جریان حق میزنیم.
در روزگاری که باطل با تموم قوا خودش رو فریاد میزنه، پنهون کردن حق، نامش اخلاص نیست، خود تسلیمه. نمیشه کارای خوب رو پنهان کرد، میدون رسانه رو دو دستی تقدیم کرد و بعد گوشهای نشست و برای فسادی که تو فضای مجازی پمپاژ میشه، فقط ناله کرد و وا اسفا سر داد. روایت کردن، امروز خط مقدم جهاده.
@Mim_3ad
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما هم شما رو خیلی
دوست داشتیم آقاجان❤️🩹
@Mim_3ad
نمیدونم راز این شب چیه، اما هر سال شب شهادت امام صادق برام حال و هوای عجیب و بهشدت خاصی داره. یه گرهخوردگی دلی، یه ارادت عمیق و قلبی به این آقا دارم که شاید در کلمات نگنجه(:
وقتی با این عشق و ارادت به سیرهشون نگاه میکنم، میبینم که امام صادق ورای پیشوای مذهبی، یه مدیر، یه استراتژیست و یه مصلح تمومعیار بودن که امروز بهشدت به الگوبرداری ازشون محتاجیم.
بزرگترین آفت زندگی امروزمون، بهونهتراشی برای شروع کارای بزرگه. مثلا میگیم بذار امکانات فراهم بشه. بذار شرایط جامعه بهتر بشه و...
امام صادق تو یکی از خفقانآورترین دورانهای تاریخ (کشمکش و انتقال قدرت از امویان به عباسیان و تبعید و فشارهای حکومت) زندگی میکردن. ایشون میتونستن بهونه بیارن که صبر کنیم تا حکومت طاغوت تموم بشه و با من بیعت کنن اما منتظر شرایط آرمانی نموندن. با همون حداقل امکانات، تحولی شگرف در دین، علم و فرهنگ ایجاد کردن.
ولی تو مرام و مکتب امام، بهونه آوردن هیچ جایی نداره. ایشون منتظر اون شرایط آرمانی نموندن. اتفاقا دقیقا از همون شکاف تاریخی و درگیری حکومتها با هم، به عنوان یه فرصت طلایی و تکرارنشدنی استفاده کردن.
یه مثال بارز و تلخ تاریخی از این عدم فرصتشناسی، همون قوم توابین بودن. گروهی از مردم کوفه که شعور اجتماعی و سیاسی لحظهای نداشتن. بهونه آوردن، تعلل کردن و به موقع تو کربلا حاضر نشدن. بعد از شهادت امام به شدت پشیمون شدن، قیام کردن و حتی جونشون رو هم دادن اما چه فایده؟ چون تو لحظهی درست و به موقع تصمیم نگرفتن، نتونستن اون اثرگذاری لازم رو داشته باشن و مسیر تاریخ رو عوض کنن.
این یه موردش بود. مورد بعدی از کادرسازی و کار تشکیلاتیشون باید گفت. که واقعا باید اسمش رو گذاشت معجزه شبکهسازی در مکتب جعفری.
وقتی از تربیت ۴۰۰۰ شاگرد حرف میزنیم، نباید تصور کنیم که اینا فقط یه عده دانشجوی منفعل بودن که تو یک کلاس بزرگ مینشستن، جزوه مینوشتن و بعد به خونههاشون میرفتن! هنر و معجزه اصلی امام صادق این بود که این افراد رو تبدیل به گرههای یه شبکه درهمتنیده و زنده کرد.
امام صادق میدونستن که برای ایجاد یه تمدن و حفظ دین در برابر هجمههای سنگین نمیشه همه چیز رو تو یک نقطه مثلا شهر مدینه متمرکز کرد. به خاطر همین، ایشون یه شبکه مویرگی در کل جهان اسلام ایجاد کردن. شاگردایی که تو مدینه تربیت میشدن، هر کدوم به عنوان یه مرکز فرماندهی محلی به شهرهای خودشون (کوفه، بصره، یمن، خراسان و…) برمیگشتن.