بچه خیلی از آب و قایق میترسید
ماهم دقیقا یکسال پیش رفتیم اردو
اونجا همه چی داشت
نشستیم اونو بازی کردیم
گفتیم هرکی ببازه مجازات داره
(قایق موتوری و پدالی هم هی از روبه رو ما رد میشد🤣این بچه با هر بار دیدن اینا به غلط کردن میوفتاد)
خلاصه آخرش از شانس خوبم من باختم🦦😂
ولی مهم نیس چون مثلا من از آب میترسم 🤪🤪
بعععدش با یه هول و ولایی بردیم ش قایق موتوری😈😈😈
به زوووور اااا مگه میومد😐😂
سوار شدیم و بححح عجب کیفی داد😎😎✌️🏻✌️🏻
#خاطره_بازی
روز قبلش تولدش بود
به من گفته بودن تولد نرگسه
به نرگس گفته بودن تولد منه
و تولد هردوتامون بود🥲❤️🩹
من به هوای اینکه تولد نرگسه رفتم تو کارگاه بعد دیدم دارن رو سر من برف شادی میریزن 🥲
فک کردم نقشه شونه
هی اشاره میکردم چخبره ؟چی شده ؟
هیچ جوابی نمیدادن😂
بعد کیکم داده بودن دستم
روشم نوشته بودن فاطمه تولدت مبارک عین این خولا اصن حواسم نبود😐
بعد پنج دقیقه فهمیدم نععع واقعا تولدمه🥲
یه لایه کوچیک از کیک و برداشتن گفتن:«
نرگس تولد توعم مبااااارک»🥲🥲🥲♥️
و اینجوری اسم ما دوتا روی یه کیک ثبت شد..🌱🫀
𝓜𝓲𝓻𝓪𝓬𝓵𝓮 ☫
من به هوای اینکه تولد نرگسه رفتم تو کارگاه بعد دیدم دارن رو سر من برف شادی میریزن 🥲 فک کردم نقشه شو
از اول بالا سمت چپ: آرزو
بغلش: خودم
بالا سمت چپ: وکیل نرگس🥲
پایین : خود نرگس
پایین پایین: عشقم
پارسال ۱۸ اردیبهشتماه یکی از بهترین روزای عمرم بود::)))
که امسال این روز داشتم از تب و لرز شدید می سوختم 🥲💔