هدایت شده از یتیم خونه رهان-
امیرالمومنین تا ابد>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
آیا تو هم مثل من غمگینی؟
اشک از چشمانت جاری است.
بیا به ما بپیوند و در صفوف ما باش
ما میخواهیم با هم غمگین باشیم
با ما بیا، با ما بیا
چرا هنوز در حاشیه ایستادهای؟
به گروه ما بپیوند
وقتی از میان تاریکی عبور میکنیم، هیچ چیز، هیچ اتفاقی نمیتواند برای تو بیفتد
دست در دست، دیگر هرگز تنها نخواهی بود
دست در دست، بدون نگاه به عقب
بیا، بیایید صفوف را به هم نزدیک کنیم
همگام با شادی در برابر شادی گام برداریم
با ما بیا، در صفوف ما باش
با ما بیا، همگام
با ما بیا، در صفوف ما باش
با ما بیا، همگام
افسرده، غمگین، شکسته
آیا باید با هم ناامید شویم؟
افسرده و مالیخولیایی بدبین، شیطانی
بر پایه گلهای رز پژمرده
مهمانی ناامیدان
عضو شوید، بپیوندید
از همه استقبال میشود
بیایید داخل
دست در دست، دیگر هرگز تنها نخواهید بود
دست در دست، بدون نگاه به عقب
بیایید، صفوف را به هم نزدیک کنیم
همگام با شادی راهپیمایی میکنیم
بیایید، به صفوف بپیوندید
بیایید، همگام با ما
بیایید، به صفوف بپیوندید و همگام با ما بیایید
هدایت شده از Tsukino...:)
یادمه کوچیک که بودم، وقتی خانوادگی سرما میخوردیم یه نفر بود که همیشه میگفت خودتون رو سفت بگیرین! اجازه ندین ویروس اینقدر راحت بهتون غلبه کنه! اشتها ندارین؟ با این حال غذا بخورین! میدونم میخواین کل روز رو بخوابین اما به این راحتی تسلیم نشین!
همیشه هم خودش اولین نفر خوب میشد.. و حرفاش برای من مسخره بود.. مگه میشه آدم اشتها نداشته باشه و غذا بخوره؟ دیگه از گلوم پایین نمیره بزرگوار👺
یا اینکه وقتی بلند میشم انگار بین دو دنیا دارم سپری میکنم منظورت چیه که قوی بمون..👺
از نظر علمی کاری ندارم که چقدر روش اون بنده خدا درست یا غلط بوده.. چیزی که میخوام بگم اینه که وقتی بزرگتر شدم یهو به خودم اومدم و دیدم دارم از روشش برای مقابله با مشکلات روزمره استفاده میکنم درحالی که توصیه هاشو ظاهراً فراموش کرده بودم..
هدایت شده از "جادوگـــــرِ رهـا شدهـ-🌿✨
پرنسس خانومی های که اینجایید...
میشه داستانم رو بخونید؟؟
https://eitaa.com/TOMAR_ESHRAGH
هدایت شده از 𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
نمیتونم این ادعا رو مطلق بگم؛ وقتی خود ما هم بازیکنهای یه صحنه بزرگتریم...
من فقط ترجیح میدم نقش فعالتری داشته باشم.. اما نه با این توهم که بیرون از کل بازی ایستادم..
هدایت شده از آسایشگاه روانی 🪖
ساعت دو نصفه شبه و من اون خاطره داداشم که جن ها دنبالشون کردن یادم اومده و داداشم پایین خوابه🎀عالیه اوضاع (درحال پلی کردن سوره بقره با صوت عبدالباسط)
هدایت شده از TORO's Adventures!🧭
امروز در حالی که وسط گرما و استرس برای دیر رسیدن برای جایی که یه هفتهی تموم براش هیجان زده بودم داشتم توی ایستگاه اتوبوس به روباه سوخاری تبدیل میشدم خانوم بزرگ مهربون بهم آبنبات نارنجی درست مثل رنگ دم پشمالوی خودم، مارک مورد علاقم رو بهم عیدی داددددددد!
ولی اونقدری با دیدنش چشمام برق زد و دهنم آب افتاد که قبل از اینکه بخوام نشونتون بدم دولپی خوردمش!