هدایت شده از 𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
ای نادان...
میدانی چرا در غمگینی بدون دلیل استاد شدهایم؟
برای آنکه غم، مهمان یک روز و دو روز ما نبود... آنقدر دلیل برای غمگین بودن وجود داشت که کمکم دیگر به دلیل نیاز نماند...
به گونهای که اگر روزی ناگهان هیچ دلیلی برای غم نداشته باشیم؛ از سر عادت غمگین خواهیم بود...
ما شادی را از یاد بردهایم... یا نه...
شاید ما تا به حال شادی را نیاموختهایم....
و غم... از ابتدا هم برای ما یک هیولای ترسناک نبود... یک احساس بد و منفی نبود...
او تنها همراه همیشگی ما بود... وقتی همه رفتند، تنها او به ما وفادار بود...
غم برای ما فقط یک احساس نبود...
بخشی از تجربه زیستهی ما بود...
#cy
هدایت شده از 𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒓𝒂𝒊𝒏 𝒐𝒇 𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒎𝒊𝒏𝒅
آه ای خدای بزرگ!
معنی زندگی را نمیفهمم
چیزهایی که برای دیگران لذت بخش است، مرا خسته میکند.
اصلا دلم از همه چیز سیر شده است، حتی از خوشی و لذت هم متنفرم. چیزهایی که دیگران به دنبال آن میدوند من از آن گریزانم. فقط یک فرشتهی آسمانی است همیشه بر قلب و جان من سایه افکند و هیچگاه مرا خسته نمیکند.
فقط یک دوست قدیمی است که از اول عمر با او آشنا شدهام. و هنوز از مجالست با او لذت میبرم.
فقط یک شربت شیرین، یک بوی خوب، یک نغمهی دلنواز وجود دارد که برای همیشه مفرح است و آن دوست قدیمی من،
غم است.
[مناجات مصطفی چمران
۱۲ جولای ۱۹۶۱، آمریکا]
هدایت شده از TORO's Adventures!🧭
ریلکس کردن بعد از یک روز معمولی (پر از احساسات متناقض و مغز پاشون) به این شکل:
هدایت شده از 𝖌𝖔𝖘𝖙𝖔𝖓𝖎𝖆
اوه عزیزم، چی آرزو میکنی؟ شاید باید بیشتر آرزو کنی؟
شاید دنیا مال تو باشه، شاید وقتی بارون میاد سیل بیاد
به آرزو کردن ادامه بده!
دیگه نمیدونم چطور آرزو کنم
به آرزو کردن ادامه بده!
دیگه نمیدونم چطور آرزو کنم یا آرزو میکنم؟
نمیتونم صورتم رو حس کنم، نمیتونم صورتم رو حس کنم
نمیتونم صورتم رو حس کنم، نمیتونم صورتم رو حس کنم
کاش آروم میگرفتی
چون خدا میدونه این مزخرفات واقعی میشن
نمیتونی منو نجات بدی، خودت رو نجات بده
چون من به هیچ کمکی نیاز ندارم
به آرزو کردن ادامه بده!
به آرزو کردن ادامه بده!
به آرزو کردن ادامه بده!
اوه...اوه...اوه...اوه...اوه...اوه...