مـیــثــــاق
🎇🎇🎇🎇🎇🎇🎇 ✍هدف پيغمبر از هجرت به مدينه اين بود كه با محيط ظالمانه و طاغوتى و فاسد سياسى و اقتصادى و
🌼🌼🌼🌼🌼🌼
🎆🎆🎆🎆🎆🎆
نظامى كه پيغمبر ساخت ، شاخص هاى گوناگونى دارد كه در بين آنها هفت شاخص از همه مهمتر و برجستهتر است.
🍃شاخص اول ، ايمان و معنويت است .
انگيزه و موتور پیش برنده حقيقى در نظام نبوى ، ايمانى است كه از سرچشمه دل و فكر مردم مى جوشد و دست و بازو و پا و وجود آنها را در جهت صحيح به حركت در مى آ ورد.
پس شاخص اول، دميدن و تقويت روح ايمان و معنويت و دادن اعتقاد و انديشه درست به افراد است ، كه پيغمبر اين را از مكه شروع كرد و در مدينه پرچمش را با قدرت بالا برد.
🍃شاخص دوم ، قسط و عدل است .
اساس كار بر عدالت و قسط و رساندن هر حقى به حق دار ـ بدون هيچ ملاحظه ـ است.
🍃شاخص سوم ، علم و معرفت است.
در نظام نبوى ، پايه همه چيز ، دانستن و شناختن و آگاهى و بيدارى است.
كسى را كوركورانه به سمتى حركت نمى دهند؛ مردم را با آگاهى و معرفت و ِ قدرت تشخيص، به نيروى فعال ـ نه نيروى منفعل ـ بدل میكنند.
🍃شاخص چهارم، صفا و اخوت است.
در نظام نبوى، درگيری های برخاسته از انگيزه های
خرافى ، شخصى ، سودطلبى و منفعت طلبى مبغوض است و با آن مبارزه می شود .
فضا فضای صميميت و اخوت و برادرى و همدلى است.
انســان ۲۵۰ سالـه /امــام خــامنــه اے
🎆
🎆🌼@Misaagh_Amin🌼
🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
⭕️ دیر یا زود مابا قاتلین حاج قاسم سلیمانی ملاقات خواهیم کرد.
اما نه برای مذاکره
برای محاکمه و مجازات این کیفر بزرگ
👤 مهدی محمدی فرد
مـیــثــــاق
🔶🔹🔶🔹🔶🔹 🔷 پرهیز از خود خواهی و خود پرستی: 🔶پایه همه بدبختیهای ملتها، مسئولان، بزرگها وکوچکها، خودخو
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌄🌄🌄🌄🌄🌄🌄
پـــرهیز از دنیــا طلبــی
اغلب خصال باطل و مضر در انسانها ، برمی گردد به دنیاطلبی .
لذا امیر المومنین (ع) می فرماید : «حبّ الدّنیا راس کلّ خطیئه» ؛ دنیا طلبی ریشه ومرکز اصلی همه ی خطاهای ماست ، که در زندگی جمعی ما ، در زندگی فردی ما ، این خطاها اثر می گذارد.
خوب ، معنای دنیاطلبی چیست ؟ دنیا چیست؟
دنیا عبارت است از همین طبیعت عظیمی که خدای متعال خلق کرده است و در اختیار انسانها قرار داده است ؛ دنیا یعنی این.
🌄
🌄🌸@Misaagh_Amin🌸
🌄🌄🌄🌄🌄🌄🌄🌄🌄
dcp_662faa88eda87f90f638ccb406affc74.mp3
10.31M
صلوات شعبانیه
حاج محسن فرهمند آزاد
مـیــثــــاق
⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘ 🔸️برگرفته از کتاب خون دلی که لعل شد ⚘زندگینامه آیت الله العظمی امام خامنه ای (مد ظله العال
⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
🔸️برگرفته از کتاب خون دلی که لعل شد
⚘زندگینامه آیت الله العظمی امام خامنه ای (مد ظله العالی)
🔸️🔸️فصل اول قسمت هشتم
🔸️معلم سختگیر
🍂 من و برادرم در این مکتب درس《عمّ جز》 را شروع کردیم، که با آموزش حروف الفبای عربی آغاز میشد وپس از آن به آموزش جزء سی ام قرآن کریم می پرداختند و از سوره ناس شروع میکردند.
🍂 این معلم، به جز ما، با سایر شاگردان سختگیر و خشن بود. آنچه امروز از این مکتب در حافظه ام مانده ،تندی و خشونت این مرد، و سرما و تاریکی است. من راه خانه تا محل درس را با کفشی طی میکردم که سوراخ بود و زمستان از سوراخ آن، آب و گل وارد میشد و پایم را گلی می کرد.
🍂از کارهای عجیبش این بود که روز پنجشنبه شاگردان را پیش از آنکه مرخص شوند، به صف میکرد و به آنها میگفت :من زیر زبان های شما مهر میزنم. هرکس روز جمعه مقید به خواندن نماز باشد، اثر مهر روی زبانش می ماند ،و گرنه محو می شود ! بعد مهری برمی داشت و در مرکب آغشته می کرد و زیر زبان هر یک از شاگردان را مهر میزد!
🍂صبح شنبه قیامت بود. شاگردان در صف می ایستادند، زبان هایشان را برای بازبینی و تفتیش بیرون میآوردند، و برخی هم سخت تنبیه می شدند !من هم با شاگردان در صف می ایستادم و از ترس گریه میکردم .ترسم از کتک خوردن نبود، چون ما را احترام می کرد و نمی زد؛ اما از هول و وحشت این صحنه به گریه می افتادم.
🖋ادامه دارد....
⚘⚘⚘⚘⚘⚘⚘
@Misaagh_Amin
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥⭕️کمک مسلمانان به مردم آمریکا
🔻هر جای دنیا که باشی، مرام مسلمانی و کمک به همنوع فراموش نمیشه..
🔻ولی طبق پیش بینی های خودشون تو فیلماشون، آمریکا در آینده مسلمان میشه..
تو آینده نزدیک ، #جمهوری_اسلامی_آمریکا را خواهیم دید..
شاید یه عده مسخره کنن..اما با وجود این همه فساد در آمریکا، این اتفاق میافته..
مـیــثــــاق
ـ ـ ــ ــڢـ🌼ـڢــ🦋﷽🦋ـڢــ🌼ـڢــ ــ ـ ـ هر روز یک صفحه از کتاب سه دقیقه در قیامت ماجرای واقعی مردی که
🌼🌼🌼🌼🌼🌼
🎆🎆🎆🎆🎆🎆
هر روز یک صفحه از کتاب سه دقیقه در قیامت
ماجرای واقعی مردی که لحظات نزدیک مرگ را تجربه کرده است
قسمت یازدهم
..... این را هم بگویم که زمان، اصلا مانند اینجا نبود. من در یک لحظه صدها موضوع را می فهمیدم و صدها نفر را میدیدم!
آن زمان کاملا متوجه بودم که مرگ به سراغم آمده. اما احساس خیلی خوبی داشتم. از آن درد شدید چشم راحت شده بودم. پسرعمه و عمویم در کنارم حضور داشتند و شرایط خیلی عالی بود.
در روایات شنیده بودم که دو ملک از سوی خدا همیشه با ما هستند،.حالا داشتم این دو ملک را می دیدم .
چقدر چهره آنها زیبا و دوست داشتنی بود دوست داشتم همیشه با آنها باشم.
ما با هم در وسط یک بیابان کویری و خشک و بی آب و علف حرکت میکردیم. کمی جلوتر چیزی را دیدم !
رو به روی ما یک میز قرار داشت که یک نفر پشت میز نشسته بود. آهسته آهسته به میز نزدیک شدیم.
به اطراف نگاه کردم. سمت چپ من در دوردست ها،چیزی شبیه سراب دیده می شد. اما آنچه می دیدم سراب نبود، شعله های آتش بود.!حرارتش را از دور احساس می کردم.
به سمت راست خیره شدم. در دور دستها یک باغ بزرگ و زیبا، یا چیزی شبیه جنگل های شمال ایران پیدا بود. نسیم خنکی از آن سو احساس می کردم.
به شخص پشت میز سلام کردم. با ادب جواب داد. منتظر بودم.
میخواستم ببینم چه کار دارد. این دو جوان که در کنار من بودند، هیچ عکس العملی نشان ندادند.
حالا من بودم و هم آن دو جوان که در کنارم قرار داشتند. جوان پشت میز یک کتاب بزرگ و قطور را در مقابل من قرار داد!......
ادامه دارد🖊
🎆
🎆🌼@Misaagh_Amin🌼
🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆🎆