مــــن ؛
یهو باید بری، همیشه اماده این باش که بتونی یهویی ازش دست بکشی، اماده باش که ازش جدا بشی، چه وسیله چه
با این طرز تفکرم از ناراحتی ازدست دادن با من حرف نزنید.
منتظرم پیام بده، اما اگر پیام بده جواب نمیدم، هرگز هم خودم پیام نمیدم، اما باز می خوام پیام بده، می خوام بدونم فراموش نکرده.
مــــن ؛
صحبت دیروزم با منعم باعث شد بخوام یه تقدیمی بدم.
احتمالا ازش لذت زیادی میبرم.
برای در امتدادِ یک پایان می نویسم.
همچون سوکت پر هیاهویی، اشعار حافظ و سعدی، ناشناس و غم دار.
عمیقی به اندازه اقیانوس و آسمان.
زیبا و دلنشین.》