هدایت شده از جرعه ناب
#لغات_استفاده_شده_در_روایات
۱-طلوع فجر: کلمۀ فجر به معنای ظاهر و هویدا است و فجر دو مصداق دارد؛ فجر صادق و کاذب. فجر صادق هنگامی است که خط روشنی از قسمت مشرق پدیدار می شود و فجر کاذب به روشنایی مختصری گفته می شود که شبیه دم گرگ است و چون زود از بین می رود به آن فجر کاذب می گویند، آنچه میزان در انجام واجباتی؛ مثل نماز و روزه است فجر صادق است.
۲_ طلوع آفتاب: مراد از آن وقتی است که خورشید از مشرق بیرون می آید، نماز صبح در این هنگام قضا می شود.
۳-. ما بین الطلوعین: مراد مدت زمان بین طلوع فجر صادق و طلوع خورشید می باشد، در روایات این زمان را جزئی از روز و شب ندانسته و از آن به ساعت بهشتی یاد کرده اند.
۴-نهار: همان روز فارسی است که از وقت نمایان شدن فجر صادق تا غروب خورشید است.
۵- زوال شمس: مراد از آن مایل شدن خورشید از دایرۀ نصف النهار و وسط آسمان به طرف مغرب است.
۶-دلوک شمس: دلوک مایل شدن خورشید به طرف غروب است.
۷- شفق: شفق همان سرخى است که وقت غروب خورشید از افق مشرق بالا مىآید و در سمت مغرب پایین مىرود و زمان آن تقریباً مساوى زمان بین الطلوعین است.
۸- حمرۀ مشرقیّه: دو بار در ناحیۀ شرقى افق پدید مىآید: یک بار قبل از طلوع آفتاب که بنابر مشهور، زمان پایان یافتن وقت نافله و فضیلت فریضۀ صبح است و بار دیگر هنگام غروب آفتاب که زوال آن (گذشتن از روى سر)- بنابر مشهور- نشانۀ غروب آفتاب و پایان روز است.
۹- حمرۀ مغربیه: رنگ سرخى که بعد از غروب آفتاب در مغرب ظاهر مىشود.
۱۰-گفتنی است؛ به ساعتی از روز در زبان فارسی «چاشت» گفته شده است که معانی مختلفی از آن شده که منظور از چاشت به طور مشخص کدام بخشی از روز را شامل میشود. برخی چاشت را به معنای «اول صبح، بخش نخستِ روز» دانستهاند، و برخی نیز «ضحی» را به معنای چاشت و انتشار نور خورشید دانستهاند
(منبع اسلام کوئیست)
@jorenab