مُهـجه .
_
جامه یوسف ما پیر کند بینا را..
اشک چشمم ز غمت خون دلی شد یارا
به گدا سر زده شاهی که عبایش کهنه ست...!
چه غریبانه زده طعنه سیاست ها را :))
مُهـجه .
گفتم چو بیایی غم دل با تو بگویم؟!
چه بگویم که تو با درد و غمم آمده یی ...