مُهـجه .
درد ها در دل من چنگ کشید... درد ها زخم کشید ... درد هارا چه کسی خواهد دید ؟ درد ها بغض شدند ... لب ا
شاعر که باشی ؛
عشق زجر دیگری دارد ..
مُهـجه .
بعضیا ؛ مثل ساحل میمونن که هرچقدر هم مواج بهشون برسی بازهم رامت میکنند و آهسته بر میگردونن به زندگ
بعضیا ؛ آفریده شدن که
زل بزنی بهشون ؛
و بگی :
تو چه قشنگی ؟! :)
مُهـجه .
:)
بعضی وقتا..
لابه لای ورق پاره های قدیمی ..
یه جملاتی..
ساعت ها متوقفت می کنن .. :)
مُهـجه .
I have you , that is enough for me :(❤
من تو رو دارم ..
همین برام کافیه :)
خوب کردی که
رخ از آیینه پنهان کردی !
هر پریشان نظری
لایق دیدارِ طُ نیست ... :)
#سوم_شخص_مفرد