مُهـجه .
دیدنش اون روزها برام ؛ مثل یه لبخنده بی هوا بود ؛ وسط بغض ! .. :) #سوم_شخص_مفرد
وقتی برمیگردم
به پیام های اول کانال
یادم میوفته چقدر اون روزها
حالم تلخ بود ..
تلخی که عاشقش بودم 🥰
مثل یه قهوه ..
زهرمار اما دوستداشتنی ! ..
مُهـجه .
چی بهش میگن وقتی نه حوصله ی تنها بودن داری نه حوصله ی آدمهارو ؟! ..
واقعا چی بهش میگن؟؟
هدایت شده از خودِ آسیمه
و شاید حتی درد نیست
چون که همش یاد شیخ مرتضی انصاری میفتم.
بزرگی هرکس به بزرگی غمی است که در دلش پنهان کرده است. غم شوکت دارد، مهابت دارد، هیجان می آفریند و حرارت میبخشد. هرکس به اندازه ادراکش از حقیقت غم دارد. آنها که غم را به افسردگی و غصه فرو میکاهند، غم نمیفهمند... .
فکر کردم میتونم بزرگ باشم و غم و غصه های خودم رو کنار بزارم و به اون غمی که از درک حقیقت میاد برسم
اما خیلی ضعیف بودم.