هدایت شده از کنجِخلوت...!
«نبودن، تو را میکُشد؟
مرا حضوری که شبیه نبودن است میکُشد.»
#محموددرویش
چنان دستم تهی گردیده
از گرمای دست تو؛
که این یخ کرده را از بیکسی،
ها می کنم هر شب ! ..
دلم فریاد می خواهد
ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار
نجوا می کنم هر شب! ...
هدایت شده از کنجِخلوت...!
اگر تکهای کاغذ بود،
پارهاش میکردم.
اگه بطری شیشهای بود،
آن را میشکستم.
اگر یک دیوار بود،
آن را فرو میریختم.
اما آن قلب من است!
#محموددرویش